کتاب نوجوان و زندگی - جلد دوم نوشتهی سید ابوالقاسم حاجی میر با هدف آموزش مهارتهای زندگی به نوجوانان به رشته تحریر درآمده تا آنان را در جهت حل مشکلات زندگی یاری کند.
نوجوانان منتظر نمیمانند، آنان شخصیتی خود محور دارند و هرگز محیط و یا فردی را برای شکست خود مقصر نمیدانند. از دیدگاه آنان عاملی که آنان را به شکست میرساند فقط خودشان هستند. در دوران نوجوانی و بلوغ رؤیاهایی وجود دارند که بلند بودن و دور بودنشان را احساس میکنید. ولی با این حال، باز هم دلتان میخواهد به آنها فکر کنید.
زندگی برای هیچکس ساده نیست ولی چه باید کرد؟ ما باید در مقابل موانع پیش روی خود ایستادگی کنیم و بالاتر از همه به خودمان اعتماد داشته باشیم. باید باور کنیم استعداد خاصی داریم و باید آن را با تلاش و کوشش شکوفا کنیم.
از ویژگیهای بارز نوجوانان رویابافی و بد اخلاقی است که هر دوی آنها بعد از دوران بلوغ کمتر میشود. کمتر شدن بد اخلاقی بسیار خوب است اما رویابافی همیشه هم بد نیست. به عبارتی اگر انسان پس از فکر کردن به آرزوهای بزرگ تصمیم جدی برای رسیدن به آن بگیرد، بسیار هم خوب است و باعث پیشرفت میشود.
آدمی برای اینکه بداند به کجا میرود باید بداند از کجا میآید و برای اینکه بداند در کجا هست باید گذشتهی خود را بجوید. دوران نوجوانی زیبا خواهد شد اگر زیبایی آن را پذیرفت و پرورشش داد. باید زیبایی نوجوانی را چنان پرورش داد که حتی در زمان بزرگسالی هم از آن بهره برد و به آن افتخار کرد.
پس بیایید همواره نوجوانی خود را زیبا نقاشی کنید؛ با رنگهایی از راستی و درستی و بعد آنان را با قلمی از اعتقاد بر بوم ایمان نقش زنید و تصویری از آینده خود را با توکل بر خداوند متعال بسازید و از آن کمال بهره را برید.
جملات برگزیده کتاب نوجوان و زندگی - جلد دوم:
- باید رویاهای واقعی داشت سپس آنها را تبدیل به اهداف نمود تا بتوان با برنامه ریزی به واقعیت تبدیل کرد.
- بهترین راه به دست آوردن اعتماد به نفس، انجام کارهای معقولی است که از آنها میترسیم.
- ظاهر خود را آراسته کنید و تمیز و مرتب باشید سعی کنید همیشه بوی خوش داشته باشید که باعث تقویت عزت نفس است.
- واکنش درست در برابر بدی و توهین، مثلاً با ترک کردن محیط تنش زا خشم خود را خاموش کنید.
- افراد معمولی تصمیماتشان را بر اساس جایی که هستند میگیرند، افراد موفق تصمیماتشان را بر اساس جایی که میخواهند برسند.
- مثبت اندیشی نقطه مقابل منفی نگری است برداشت خوب و درست از اتفاقاتی که روی میدهد و باعث میشود ما حالمان خوب واحساس بهتری داشته باشیم.
در بخشی از کتاب نوجوان و زندگی - جلد دوم میخوانیم:
خویشتنداری یک سیستم عمل کننده درونی است که باعث میشود فرد افکار، عقاید یا تمایلات نادرست یا زیان آور خود را که به ذهن میرسد به عمل تبدیل نکند. خویشتنداری یا مهارخویشتن یک فضیلت است و این فضیلت به فرد یاد میدهد رفتارهایش را تنظیم کند و خود را با واقعیت نه واقعیت را با خود تطبیق دهد. پس چه خوب است که یاد بگیریم چگونه خویشتن خود را مهار کنیم و این یادگیری را هر چه زودتر شروع کنیم تا در آینده دچار مشکل نشویم.
آموزش مهارت خویشتنداری و رشد آن در کودکان اهمیت بسیار زیادی دارد. رشد مهارت خویشتنداری در دوران کودکی ارتباط مستقیمی با سلامت بیشتر در دوره نوجوانی دارد. همه ما معمولا با افراد بزرگسالی رو به رو شدهایم که کم تحمل و کم صبر بودهاند؛ این مشکل در واقع ریشه در دوران کودکی آنها دارد. واقعیت این است که نقص در شیوه فرزندپروری، فشارهای روانی والدین، پرکاری، ناتوانی در کنترل فرزندان، بدرفتاری از ناحیه والدین، آسیب رساندن به بچهها، استفاده از اینترنت، تلویزیون، فیلمها و کارتونهای نامناسب، بازیهای رایانهای و نبود الگوی مناسب در محیط خانواده، از مهمترین دلایلی است که باعث میشود خویشتنداری در افراد نهادینه نشود.
خویشتنداری یعنی داشتن نظم لازم در زندگی جهت رسیدن به استعدادهای خود؛ خویشتنداری به فرد، این توان را خواهد داد تا بتواند رفتارش را با هدفهایش منطبق سازد. بدون خویشتنداری دستیابی به توان لازم جهت غلبه کردن بر افسردگی، ترس وخشم غیر ممکن خواهد بود. روشهای مهار خویشتن به فرد کمک خواهد کرد که عملکردی متناسب با تواناییهای ذاتی خود داشته باشد و از تواناییهای خود حداکثر استفاده را کند.
بله























