کتاب سلاح هستهای از دیدگاه حقوق بین الملل نوشتهی نازنین رحمانی، به مسئلهی سلاح هستهای و ممنوعیت استفاده از آن از دیدگاه مجامع جهانی میپردازد و موضع و موقعیت ایران را در این خصوص تحلیل و بررسی میکند.
دربارهی کتاب سلاح هستهای از دیدگاه حقوق بین الملل:
جنگ در طی تاریخ یکی از زوایای حیات و زندگی انسان بوده و تاریخ هر ملت و قومی، از پیروزیها و شکستها پر است. پیشرفت دانش و اطلاعات آدمی هم در اختیار این بخش از زندگی بشر قرار گرفت و منجر به تکامل ابزار جنگی شد.
در زمانهای خیلی دور پیروزی با زور و جنگاوری و شوالیهگری اعمال میشد، اما با تکامل سلاحها و اختراع وسایل جنگی جدید، فرصتی ایجاد شد تا دولت و حکومتها از فاصلههای دور نیز به مواضع دشمن حمله کنند و کمکم نظام اخلاقی سربازان جنگ نیز تغییر کند. اوج این تکامل، اختراع و تولید سلاح هستهای است.
قدرت تخریبی بسیار بالا و تأثیرات جانبی این سلاح که گاهی تا سالیان طولانی پابرجاست، حقوقدانان، اندیشمندان و دولتها را وادار کرد تا جهت ممنوعیت استفاده و از بین رفتن این سلاح تلاش کنند. از طرف دیگر، اصل و اساس سیستم دفاعی قدرتهای هستهای به خصوص در جنگ سرد را تئوری بازدارندگی هستهای تشکیل میداد و دولتهای بسیاری که سلاح هستهای نداشتند نیز در حمایت دو جبههی سیاسی هستهای قرار داشتند.
از این رو در طول 50 سالی که از زمان استفاده از سلاح هستهای سپری میشود، حقوق بینالملل با دو دیدگاه و گرایش روبهرو بوده است. از یک طرف دولتهای دارای سلاح هستهای تلاش میکردند تا با توسل جستن به بعضی از اصول حقوق بینالملل و همین طور ادعای وجود خلأ حقوقی، استفاده از این سلاح را مشروعیت بخشیده و توجیه کنند و از طرف دیگر بعضی از دولتها، میکوشیدند تا با بهرهمندی از قوانین بینالملل، استفاده از آن را مغایر این حقوق جلوه دهند.
پایان جنگ سرد و نابودی بلوک شرق، شرایطی را به وجود آورد تا دولتهای موافق با ممنوعیت سلاح هستهای، این موضوع را به سازمان ملل متحد برده و تقاضای نظریه حقوقی برای این مسئله را بکنند و به این شکل، این امکان ایجاد شد تا در یک نهاد بینالمللی، مسئلهی سلاح هستهای از زاویه حقوقی مورد بررسی قرار بگیرد.
بسیاری از دولتها برای دفاع از نظریه و عقیدهی خود در دیوان جمع شدند و در نهایت دیوان بینالمللی دادگستری در 8 ژوئیه سال 1996 نظریه مشورتی خود را صادر کرد.
بخش اول این کتاب به بررسی ساخت سلاح هستهای، انواع آن و آثار مخربش میپردازد و از مسیر تکاملی این سلاح سخن میگوید و تلاشهایی که برای ممنوعیت استفاده از آن انجام شده را مطرح میکند و در بخش دوم مسئله سلاح هستهای در ایران و تحولات روز بررسی میشود.
کتاب سلاح هستهای از دیدگاه حقوق بین الملل برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب به محققان، دانشجویان و علاقهمندان به علوم سیاسی و حقوق بینالملل پیشنهاد میشود.
در بخشی از کتاب سلاح هستهای از دیدگاه حقوق بین الملل میخوانیم:
در روز 6 اوت 1945، یک فروند هواپیمای بی – 29 امریکا که در سی هزار پایی (نه هزار متری) از سطح زمین پرواز میکرد، اولین بمب اتمی را بر روی هیروشیما پرتاب کرد. سه روز بعد، یک فروند دیگر از همین نوع هواپیما، با پرواز در همین ارتفاع، دومین بمب را بر روی ناگازاکی پرتاب نمود.
بمب پرتاب شده بر فراز هیروشیما، در ارتفاع 1800 متری از سطح زمین منفجر شد. این بمب که قدرتی برابر با بیست هزار تن تی. ان. تی. داشت، بر فراز مرکز هیروشیما که اکثر ساختمانهای آن چوبی بود، منفجر شد. در اثر این انفجار، تا شعاع سه هزار متری تمام ساختمانهای مسکونی، تجاری، صنعتی و نظامی نابود شد و تا شعاع پنج هزار متری که برابر با کل وسعت شهر در آن زمان بود، 60 هزار ساختمان از مجموع 90 هزار ساختمان، با خاک یکسان گردید. آمار تلفات بنابر منابع غیر رسمی، شصت و سه هزار تا دویست و چهل هزار نفر کشته میباشد، ولی بنابر آمار دولت ژاپن، تعداد کشتهشدگان در هیروشیما تقریباً صد و چهل هزار نفر و در ناگازاکی هفتاد و چهار هزار نفر میباشد. در آن هنگام، هیروشیما سیصد و پنجاه هزار نفر و ناگازاکی دویست و چهل هزار نفر جمعیت داشت. علت کمتر بودن تعداد کشتهشدگان در ناگازاکی این است که بمب نه در مرکز، بلکه در حومه شهر منفجر شد.
آنچه باعث تمایز هیروشیما و ناگازاکی از سایر شهرهای بمباران شده در طول تاریخ مخاصمات مسلحانه میشود، تعداد کشتهشدگان این دو شهر نیست، زیرا که در بمباران توکیو و سایر شهرهای ژاپن و همچنین بمباران در زدن و نورمبرگ در آلمان و یا موشک باران کاونتری در بریتانیا در جریان جنگ دوم جهانی نیز تعداد بسیار زیادی از جمعیت غیر نظامی کشته شدند. علت تمایز، نحوه مرگ فجیع و صدمات و ضایعات بعدی آن میباشد. این صدمات و ضایعات را نه از روی آمار بلکه با مطالعه شرح واقعه از زبان بازماندگان این فاجعه میتوان دریافت.
بله



















سال چاپ کتاب خانم رحمانی ۹۸
و سال چاپ کتاب آقای عزیزی ۹۷
حتی توی تعاریف و ساختاری و دسته بندی فصلها هم سعی بر خلاقیت نشده!