کتاب رتبه بندی صندوقهای سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار نوشتهی علیاکبر روددهقان، به نحوه سرمایهگذاری در بورس ایران و صندوقهای سرمایهگذاری قابل معامله در آن میپردازد.
رشد و پیشرفت توان اقتصادی هر جامعه به سرمایهگذاری امروز آن جامعه بستگی دارد. سرمایهگذاری موتور محرکی برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی است. این مسئلهای است که تمامی نظامها و مکتبهای اقتصادی به آن باور دارند، به همین علت در همه کشورها روشهایی استفاده میشود که افراد و بنگاهها قسمتی از درآمدشان را در سرمایهگذاری وارد کنند. اما دست یافتن به توسعه درازمدت و پیوسته اقتصادی به تخصیص و تجهیز مطلوب منابع در سطح اقتصاد ملی نیازمند است و این امر تنها با کمک بازارهای مالی، بهخصوص بازار سرمایه گسترده و کارآمد، امکانپذیر است. از سوی دیگر همراه با کمیابی منابع مالی در هر جامعهای، حرکت این منابع محدود به سویی که باعث بالاترین بازدهی شود، موضوعی است که به مدیریت کارآمد و کارا احتیاج دارد و این امر تنها با ارزیابی عملکرد و برخورداری از یک شاخص که عملکرد را به خوبی بسنجد امکانپذیر است.
هر زمان سخن از سرمایهگذاری به میان میآید، سرمایهگذاری در همه داراییها، از جمله داراییهای واقعی و مالی، که چه به شکل قابل معامله و چه به شکل غیرقابل معامله باشد را در بر میگیرد. اما در مسائل مالی اغلب سرمایهگذاری در داراییهای مالی و بهخصوص سرمایهگذاری در اوراق بهادار قابل معامله مورد توجه قرار میگیرد.
با توجه به رشد اقتصادی روزافزون در کشورهای جهان و تغییر و تحولات سریعی که در عرصه ابداع و اختراع رخ میدهد، کشوری میتواند متکی به اقتصاد سالم باشد که پشتوانهای چون بخش مالی گسترده به همراه بازار سرمایه کارا داشته باشد. بزرگترین عوامل یک بخش مالی، مؤسسههای مالی هستند که وظیفهشان اختصاص بهینه سرمایه از وامدهندگان به وامگیرندگان است. هماکنون در کشورهای پیشرفته، صندوقهای سرمایهگذاری، بزرگترین نقش را در بازار سرمایه ایفا میکنند و هر ماه مبالغ بسیار زیادی از سرمایههای سرگردان را به قسمتهای فعال جامعه رهنمون میکنند.
در بخشی از کتاب رتبه بندی صندوقهای سرمایهگذاری در بورس اوراق بهادار میخوانیم:
معیارهای عملکردی که بر مبنای SML تاریخی (مانند آلفای جنسن، ترینر، نسبت اطلاعاتی) میباشند، میتوانند با معیارهای عملکردی که بر اساس CML تاریخی (مانند مودیلیانی و شارپ) حاصل میشوند، مقایسه شوند. از نظر تئوری، برای مثال معیار مودیلیانی که بر مبنای CML میباشد، پرتفویها را دقیقاً مشابه مدل شارپ ارزیابی مینماید. ولی بر همین اساس، مدل شارپ و مدل ترینر، ارزیابیهای متفاوتی از عملکرد پرتفوی نسبت به بازار ارائه میدهند. به ویژه هنگامی که معیار ترینر نشان دهد که پرتفوی، بالاتر از بازار عمل کرده است.
حال سوال این است که کدام معیار برای سنجش عملکرد بهتر میباشد. پاسخ این سوال، به موارد متعددی وابسته است. اگر سرمایهگذار تنها یک پرتفوی داشته باشد، بهترین معیار برای ارزیابی عملکرد آن، مدل شارپ و مدل مودیلیانی میباشد. دلیل آن، این است که سرمایهگذار تنها در صورتی منتفع خواهد شد، که صندوق، بازده مورد انتظار به ازای هر واحد ریسک سرمایهگذار، را حداکثر سازد. اگر سرمایه گذار چندین پرتفوی را در اختیار داشته باشد و راغب باشد که صندوق سرمایهگذاری دیگری را نیز به آنها اضافه کند، بهترین روش ارزیابی برای انتخاب چنین صندوقی، معیار ترینر است. دلیل آن، این است که سرمایهگذار در این صورت زمانی منتفع خواهد شد که بازده مورد انتظارش به ازای هر واحد ریسک سیستماتیک، حداکثر شود. این معیار همچنین میتواند برای مقایسه عملکرد مدیران سرمایهگذاری نیز استفاده شود.
اما اگر سرمایهگذار، چندین پرتفوی در اختیار دارد و میخواهد عملکرد آنها را ارزیابی نماید که آیا عملکرد بهینهای دارند یا خیر، بهترین معیار، آلفای جنسن میباشد. زیرا از این معیار میتوان تنها جهت ارزیابی عملکرد مدیران پرتفوی، استفاده کرد.
بله
















