کتاب عقابی بر فراز دشمن: زندگینامه سرتیپ 2 خلبان آزاده محمدیوسف احمدبیگی نوشته محمدعلی اعظمی، روایتگر خاطرات این رزمنده دفاع مقدس از دوران کودکی تا زمان حضور در جنگ و اسارت است.
چه عاشقانه آمدند و چه صادقانه گام در مسلخ عشق نهادند. خلبانانی که گویی با خود و با این ملت آزاده و آن یار سفر کرده عهدی ناگسستنی داشتند و اینگونه است که در یادها جاودانه ماندهاند. ماندنشان به رفعت آبی آسمان و ژرفای آبهای نیلگون خلیج فارس میماند، تا خاری باشند در چشم دشمنان و طمعورزان به این دیار کهن.
محمدیوسف احمدبیگی در فروردین 1327 در روستایی از توابع تویسرکان به دنیا آمد. او بعد از حضور در جبهه در آذر 1359 به اسارت نیروهای عراقی درآمد و حدود 9 سال در زندانهای استخبارات، ابوغریب و الرشید بود و در نهایت در شهریور 1369 یک سال بعد از پایان جنگ آزاد شد.
در بخشی از کتاب عقابی بر فراز دشمن میخوانیم:
زمزمهها و فعالیتهای ضدانقلاب جداییطلب و اذیت و آزار آنها نسبت به اکراد مرزنشین از همان روزهای اول انقلاب به گوش میرسید و تعلیل و تعلل دولت وقت نسبت به اعزام نیرو، آنها را جریتر کرده و این جرأت را به آنها داد تا به قصد تصرف شهرها هجوم آورده و به جایی رسید که رهبر فقید انقلاب مجبور به مداخله شد.
نیروی هوایی بخصوص پایگاه دوم و سوم شکاری بهعنوان پایگاههای خط مقدم با یک اشاره از رهبر فقید انقلاب به حرکت درآمده و هجوم بیوقفه ضدانقلاب را ناکام گذاشتند تا جایی که همه آنها به غارها و پناهگاههای کوهستانی پناه بردند.
ضدانقلاب برای تسلط بر مناطق کردنشین از هر اقدامی فروگذار نکردند، ابتدا آرزوها و آمال جداییطلبانه خود را به پای خواستههای مردم کُرد میگذاشتند و زمانی که از این طریق نتوانستند به مقاصد خود رسیده و امیال آنها برملا شد، بر علیه تنها نیروی مؤثر و بازدارنده آنها که نیروی هوایی بود دست به اقدامات تبلیغی زدند.
بله






















