کتاب راهنمای عملی نگارش و اجرای برنامه مدرسه به قلم حیدر تورانی و مرتضی مجدفر و محرم نقی زاده، جنبههای مختلف مفهوم راهنمای عملی نگارش را شرح داده و سپس نقش مدیران مدارس و تیم مدیریتی همراه آنان را در اجرای برنامههای درسی و همچنین فرصتهای یادگیری مورد بررسی قرار میدهد.
فصل نخست این کتاب با عنوان «سرآغاز سخن»، به بیان نظریههای موجود در زمینه مدیریت، مدیریت و رهبری آموزشی و مدیریت مدرسه اختصاص یافته است. برای خواندن این فصل، باید قدری شکیبا باشید. همه چیز امور اجرایی نیست. اگر امور اجرایی شما، بنیان فکری و نظری محکم و متقنی نداشته باشند، راه به جایی نخواهید برد. انگارهها و نظریهها هستند که شما را از سردرگمی نجات میدهند. فهم درست نظریهها از ابعاد گوناگون، گشایش دهنده مسیر شما در اجراست.
نویسندگان از فصل دوم، به شکل گام به گام وارد چگونگی طراحی، تدوین و نگارش و اجرای برنامه راهبردی مدرسه میشود. در این فصل، احکام و عناصر نگرشی حاکم بر برنامه راهبردی و عملی مدرسه تبیین میشوند. فصل سوم، به مفهوم برنامهریزی پرداخته و برنامهریزی راهبردی در یک نظام رسمی و مدرسهای را به بحث میگذارد.
فصل چهارم، مختص تشریح الگوی مفهومی و نظری برنامهریزی مدرسه و تبدیل مشکل به مسئله و توضیح فنون و روشهای دخیل در ارتقای کیفیت مدرسه است. در فصل پنجم که اندکی از بقیۀ فصول طولانیتر است، طی دو کارگاه آموزشی شمارۀ 1 و 2 که به صورت مکتوب و از طریق صفحات کتاب برگزار میشود، به طور عملی و تنها در دو فراز، چگونگی نگارش برنامۀ راهبردی مدرسه را توضیح میدهد و در فصل ششم، بایستههای یک برنامهریزی موفق و نیز معیارهای یک برنامۀ موفق و مؤثر بررسی میشود.
فصل هفتم، به مثابه طولانیترین فصل کتاب، ابزارهای برنامهریزی را ارائه میدهد، و مبسوط و عملیاتی بودن این ابزارها، خود عاملی برای طولانیتر شدن همین فصل شده است. در این فصل، پس از اشاره به سندهای بالادستی پیشنیاز در تدوین برنامۀ سالانۀ مدرسه، نمونهای از برخی از فرمهای پرکاربرد در کنترل و صیانت از برنامۀ مدرسه و برنامههای درسی آورده شده است.
در بخشی از کتاب راهنمای عملی نگارش و اجرای برنامه مدرسه میخوانیم:
هرچند، هانری فایول پیش از تیلور تحقیقاتی را در زمینه مدیریت آغاز کرد، ولی نخست این که تاریخ انتشار کتاب «اداره امور سازمانهای صنعتی و عمومی» او در 1916 یعنی پنج سال پس از انتشار کتاب تیلور است؛ و دیگر این که فایول عمدتاً تجربههای خود را طی 30 سال کار مهندسی در زمینه معادن و کارگاههای زغال سنگ به رشته نگارش در آورده بود و سوم آن که، به دلایلی که در اینجا نیازی به توضیح ندارد، گرچه او را جزو اندیشمندان مدیریت کلاسیک میدانند و از این نظر مشابه تیلور است، ولی عموما از او به عنوان پایه گذار مدیریت عمومی (یا دولتی) یاد میکنند.
در هر صورت، از آنچه تحت عنوان کلی اصول عام مدیریت و ویژگیها و تواناییهای لازم برای مدیریت مطرح کرده است، میتوان گفت که اولاً ردههای بالای مدیریت مثل مدیر عامل بیش از مدیریت شرکتها، کارخانهها و کارگاهها (دیدگاه تیلور) مورد توجه او بوده و ثانیاً به رغم اصولی که وی با قید برچسب «دولتی» یا «عمومی» برای مدیریت عنوان کرده است، در تمامی سازمانها اعم از دولتی یا خصوصی، میتواند کاربرد داشته باشد.
اصول عام مدیریت او عبارت از نکاتی است که در واقع دانستن آن برای عموم مدیران لازم است؛ زیرا کلی است و تقریبا برای اداره هر سازمان، شرکت یا کارخانهای ضرورت دارد. ویژگیها و تواناییها، به شخص مدیر و نوع کاری که انجام میدهد، باز میگردد. به این ترتیب، مدیری که باید بیشترین وقت خود را به رفتن، دیدن و کار عملی بگذراند، با مدیری که بیشتر مینشیند و برنامهریزی میکند، متفاوت است.
بله
























