کتاب عوامل موثر در مطالعه غیر درسی دانش آموزان (ویژه مدارس ابتدایی) به قلم نیره کلهر، عوامل بازدارنده و ترغیب کننده دانشآموزان به مطالعه غیر درسی و آزاد را مورد مطالعه قرار داده و سپس دیدگاه معلمان را در رابطه با مطالعه کتب غیر درسی بررسی میکند.
منظور از مطالعه کتابهای غیر درسی، کتاب یا مطالبی است که برای کودکان و نوجوانان نوشته شده است ولی در نظام آموزش و پرورش تدریس نمیشود و این کتابها نوعی قالب ارتباط ادبی، مکتوب و احتمالا مصور در جهت رشد و شکوفایی استعدادهای کودکان و نوجوانان است. این قالب ارتباطی در اشکال گوناگون از جمله داستان، نمایشنامه، شعر، شرح حال، نقد و... نمود پیدا میکند.
برای گسترش دایره فکر، ایجاد خلاقیت ذهنی و تلطیف عواطف، مطالعه منابع غیردرسی راه بسیار موثر و کارآمدی است. در این راستا ترویج و فرهنگسازی از طریق رسانههای ارتباط جمعی، کتابخانهها و مراکز اطلاعرسانی لازم و ضروری است.
از آنجایی که مطالعه درسی بیشتر حالت اجبار داشته و انگیزه و علاقه شخصی خیلی در آن تاثیر ندارد، در پرورش فکری، روحی و تعالی شخصیت افراد نقش کمرنگتری دارد. برای رسیدن به فرهنگ مناسب و پر کردن بهینه اوقات فراغت و ارضای حس کنجکاوی باید منابع غیردرسی خوب و با کیفیت در دسترس دانشآموزان وجود داشته باشد.
برای رسیدن به این مهم نیاز به کنکاش بیشتری در خصوص کشف نیازهای مطالعاتی دانشآموزان و شناسایی عوامل مشوق و بازدارنده مطالعه غیر درسی احساس میشود.
با تقویت عوامل مشوق و از میان برداشتن عوامل بازدارنده و موانع موجود بر سر راه مطالعه غیر درسی دانشآموزان، از یک سو معضل اجتماعی عدم گرایش به مطالعه و کتابخوانی مرتفع میگردد و از سوی دیگر موجبات رشد و پیشرفت و سلامتی جسمی و روحی را فراهم میآورد.
در بخشی از کتاب عوامل مؤثر در مطالعه غیر درسی دانش آموزان (ویژه مدارس ابتدایی) میخوانیم:
در زمان گذشته نهاد خانواده تنها کارگزار جامعهپذیری افراد محسوب میشد، اما با توجه به تغییرات صورت گرفته و رشد تکنولوژی، شاهد پیدایی رقبای جدی در کنار خانواده نظیر رسانههای ارتباط جمعی در امر جامعهپذیری افراد هستیم. به اعتقاد پارسونز جامعهپذیری شیوههای انتقال هنجارها، ارزشهای یک نظام به کنشگران درون نظام و ملکه ذهن شدن این هنجارها و ارزشها در آنها میباشد که این امر از طریق نهادهایی نظیر خانواده، مدرسه، رسانهها و غیره انجام میشود.
محیط خانوادگی عامل قطعی موثر در ایجاد شرایط سازندهای است که ارزشها و گرایشهای شخصی را شکل میدهد. بخش مهمی از این فرآیند، در درون خانواده به صورت عمدی و آگاهانه انجام میپذیرد. ولی بخش زیادی از آن کاملا ناخودآگاه است. الگوهای کنش متقابل اجتماعی درون خانواده ممکن است مدلهای ناخواسته را برای شکلگیری رفتار و شخصیت بعدی کودکان یعنی زمانی که به بلوغ و دوره نوجوانی میرسند، فراهم سازد.
به هر حال اگر جامعهپذیری فرآیندی باشد که نسلهای مختلف یک جامعه را به یکدیگر پیوند میدهد، خانواده از عوامل عمده اجتماعی شدن از دوران کودکی تا نوجوانی و پس از آن است که به صورت یک سلسله مراحل پی در پی رشد و تکامل، نسلها را به یکدیگر مربوط میسازد. پس بدون شک مهمترین عامل جامعهپذیری خانواده است.
این که والدین در جامعهپذیری فرزندان بسیار ضروری و مهم محسوب میشوند یک امر بدیهی است؛ چرا که ارزشها و نگرشها را به آنها منتقل میکنند و از طرفی یادگیری کودکان نیز از بدو تولد آغاز میشود و به همین خاطر است که صاحبنظران هنوز با وجود تحولات شناختی و محتوایی نهاد خانواده، باز هم به قدرت خارقالعاده خانواده در اجتماعی کردن کودکان تاکید میورزند.
بله

















