کتاب متن کامل شاهنامه فردوسی به نثر پارسی سره بدون کاربرد واژگان بیگانه، با حواشی - جلد سوم نوشتهی میترا مهرآبادی، اقتباسی از اثر معروف ابوالقاسم فردوسی، داستانهایی از شاهنامه را به تصویر میکشد که هر کدام از آنها در نوع خود بینظیرند و به شکلی روحنواز عواطف شما را با خود همراه خواهد کرد.
شاهنامه اثر حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (بزرگترین حماسه سرای تاریخ ایران و یکی از برجستهترین شاعران جهان) حدودا از شصت هزار بیت تشکیل شده و یکی از بزرگترین و برجستهترین حماسههای جهان است که سرودن آن سی سال زمان برد. درونمایهی این اثر برجستهی ادبی از اسطورهها، افسانهها و تاریخ ایران از ابتدا تا فتح کشور به وسیلهی اعراب در قرن هفتم تشکیل شده که در طی چهار نسل پادشاهی پیشدادیان، کیانیان، اشکانیان و ساسانیان رخ داده است.
هنگامی که دانش و ادبیات در ایران به زبان عربی بودند، حکیم فردوسی با سرودن شاهنامه منجر به زنده شدن و احیای زبان پارسی شد. یکی از منابع مهمی که فردوسی برای سرودن شاهنامه از آن بهره برد، شاهنامه ابومنصوری بود.
شاهنامه تأثیر زیادی در ادبیات جهان گذاشته است و شاعران بزرگی مانند گوته و ویکتورهوگو آن را تحسین کردهاند. شاهنامه به عنوان بزرگترین و مهمترین اثر به زبان فارسی شناخته شده و به همه زبانهای زنده ترجمه شده است.
در بخشی از کتاب متن کامل شاهنامه فردوسی به نثر پارسی سره بدون کاربرد واژگان بیگانه، با حواشی - جلد سوم میخوانیم:
چندی بر این نیز بگذشت و پدر در ایران بود و پسر فخ در دشت. از آن پس دیگر اندوه و شادی یزدگرد از برای اخترش بسر آمد. از برای شاهی خود پر از اندیشه شد و موبدان را از هر کشوری گرد آورد. پس به اخترشناسان بفرمود تا هر یک به اختر او نگاه کنند و ببینند که مرگ او در گیتی چه هنگامی خواهد بود و کجا سر او تیره خواهد شد و چون مرگ او فرا رسد، در کجا خواهد بود که رخسار شهریار در آن جا پژمرده خواهد شد؟
ستاره شناس بدو گفت: مبادا که شاه گیتی از مرگ پاد کند. لیکا بدان که چون بخت شاهنشاه ایران بد شود، شاه از اینجا به سوی چشمه سو خواهد رفت و سپاه و نفیر و کوس را فراز میآورد و با شادی برای دیدن توس میرود و مرگ او در آن جا خواهد بود. لیک او را این دانش به یاد نخواهد آمد؛ زیرا که این راز در پرده ایزدی است. شاه ایران که این سخن را از و بشنید، به خواد برزین و خورشید زردا سوگند خورد که: من هرگز، نه به هنگام شادی و نه خشم، چشمه سو را به چشم خودا نخواهم داد.
بله
























