کتاب دیوان (ه ی) شمس: خوانش و گزینش غزلیات مولانا جلال الدین محمد بلخی نوشتهی رضا روزبهانی، گزیدهی مدرنی از بهترین غزلهای مولانا را دربردارد و برای افرادی که تمایل دارند با دیوان شمس آشنا شوند مناسب است.
در این کتاب بهترین غزلهای مولانا آورده شده، غزلهایی از ایشان که متکاملترین شعرها میتواند باشد. به علاوه، پختهترین شعرهای مولانا که در آنها نشانههای بعضی جریانها و مکاتب هنری مدرن را میتوان دید؛ شعرهایی که نشانیهای روشنی از جریان سیال ذهن، سوررئالیسم، فرم و بسیاری تکنیکهای مدرن و پسامدرن دیده میشود.
در بخشی از کتاب دیوان (ه ی) شمس: خوانش و گزینش غزلیات مولانا جلال الدین محمد بلخی میخوانیم:
میان باغ، گل سرخهای و هو دارد
که: بو کنید دهان مرا!
چه بو دارد؟
پیالهای به من آورد اله که: بخوری؟
خورم. چرا نخورم؟ بنده هم گلو دارد
گلو چه حاجت؟
می نوش بی گلو و دهان
رحیق غیر که طعم سقا هم او دارد!
چرا مقیم نباشد چو ما به مجلس گل
کسی که ساقی باقی ماه رو دارد؟
به آفتار جلالت، که ذره ذرهی عشق
نهان به زیر قبا ساغر و کدو دارد!
سوال کردم از یار کاین سلاح تو چیست
جوار داد که: گلزار صد عدو دارد.
هزار بار چمن را بسوخت و باز آراست.
چه عشق دارد با ما؟ چه جست و جو دارد؟
ز شمس مفتخر تبریز پرس: کاین از چیست؟
و گر چه دفع دهد، غم مخور که او دارد.
بله

















