کتاب مباحث کلیدی در فراگیری زبان دوم نوشتهی ویویان کوک و دیوید سینگلتون، مقدمهای کارآمد، مختصر و مفید در حوزه وسیع پژوهشهای فراگیری زبان دوم است که چشماندازهای تازه در برابر یادگیری این پژوهش میگشاید و خواندن آن به تمامی کسانی که به نوعی مشغول زبان دوم آموزی (آموزش، یادگیری و کاربرد) هستند، توصیه میشود.
کتاب مباحث کلیدی در فراگیری زبان دوم نوشتهی ویویان کوک (Vivian Cook) و دیوید سینگلتون (David Michael Singleton) به جای بیان تمامی مشکلات و تردیدها، نمونههای بسیار خوبی از یادگیری زبان دوم را در اختیارتان قرار میدهد که بسیار جالب و خواندنی هستند.
چرا باید نسبت به یادگیری و کاربرد زبان دوم علاقهمند باشید؟ اگر شما در یک خانوادهی چند زبانه رشد کردهاید، به طور قطع موضوع فراگیری زبان دوم برای شما پیش پا افتاده است؛ اما اگر در مدرسه یا دانشگاه به یادگیری زبان دوم پرداختهاید قطعاً سر راه شما مشکلات زیادی بوده است.
آن چیزی که منجر به علاقهمندی شما در یادگیری زبان میشود این است که زبان را بدون تلاش و سختی زیاد فرا گیرید. در این کتاب فرض بر آن است که یادگیری و کاربرد زبان دوم قسمتی عادی از زندگی بشر است، چیزی که نیازمند به بررسیهای علمی میباشد، زیرا شما چیز زیادی از آن نمیدانید و وابسته به دیدگاه عامه مردم و جامعه شدهاید. یادگیری زبان دوم بخش اصلی از تحصیلات مدرن است و برای انسانها در جامعه امروزی امری حیاتی و مهم تلقی میشود.
کتاب مباحث کلیدی در فراگیری زبان دوم به بحث و بررسی درباره هشت موضوع مورد علاقه افرادی که در این حوزه مشغول فعالیت هستند، میپردازد و از این طریق شما را با تحقیقات زبان دوم آموزی آشنا خواهد کرد. هر موضوع بدون دربرداشتن دانش قبلی یک مبحث اولیه را آغاز میکند. این هشت موضوع بدون وابستگی به مبحث قبلی نوشته شده و به طور مستقل عمل میکنند، یعنی شما میتوانید آنها را با هر ترتیبی که میخواهید مطالعه نمایید.
در بخشی از کتاب مباحث کلیدی در فراگیری زبان دوم میخوانیم:
در ذهن کاربر زبان دوم زبانها از جدایی مطلق در یک سر طیف به تلفیق کامل در طرف دیگر طیف بسط پیدا میکنند. بنابراین در یک سو دوزبانههای هماهنگ قرار میگیرند که زبانهای خود را کاملاً مجزا از یکدیگرحفظ میکنند و در سوی دیگر، دوزبانههای هم پایه قرار میگیرند که زبانها را در ذهن خود کاملاً با یکدیگر تلفیق مینمایند. بدون تردید هیچ فرد دوزبانهای وجود ندارد که هر دو زبان را کاملاً از یکدیگر جدا سازد و یا قادر به تشخیص آنها از یکدیگر نباشد. با وجود این، جداسازی و یا تلفیق مطلق صورتهای ایدهال این موضوع است؛ کاربران زبان دوم هم، جایی در میان این طیف تلفیق قرار میگیرند. بیان رابطه میان زبانها به عنوان یک طیف تدریجی بجای یک انتخاب، به معنای آن است که افراد در این حوزه پخش میشوند تا اینکه طبق نظر وین ریچ آنها را به اجبار در دو یا سه دسته قرار دهیم.
این موضوع بیانکننده این مطلب نیست که افراد در حال پیشرفت از یک سوی طیف به سوی دیگر طیف هستند. این طیف دارای یک جهت یکسویه نیست. هر کس میتواند طی زمان در تلفیق زبانها و یا جداسازی آنها از یکدیگر با موفقیت پیش رود، به عنوان نمونه میتوان به فردی اشاره نمود که تحت آموزش یک روش آموزشی خاص که تأکید بر جداسازی زبانها از یکدیگر دارد میآموزد که در یک محیط چند زبانه، با رمزگردانی از زبانهای خود استفاده کند و یا کودکی که در منزل، در یک محیط دوزبانه رشد مییابد، میآموزد که در مدرسه زبانهای خود را از یکدیگر جدا نماید.
بله
















