کتاب همگام و همراه با فرزندان نوشتهی نعمت الله سقازاده آرانی، با تکیه بر اهمیت تعامل با فرزندان به بررسی و تحلیل رفتارشناسی کودکان و نوجوانان میپردازد، سپس نحوهی رفتار صحیح والدین با فرزندان را ارائه میدهد.
با توجه به اینکه تداوم حیات جامعه و مدیریت آن، همچنین دوام فرهنگ و تمدن بشریت و ارزشهاى الهى در دست کودکان و نوجوانان امروز است، والدین محترم نیز برای رشد، شکوفایى و توانمندسازى این عزیزان باید تلاش کنند و این اتفاق مستلزم رسیدن به شناخت و آگاهى در خصوص رفتارهاى درست و نادرستشان است.
از آنجایی که والدین باید شناخت درستی نسبت به این مسائل داشته باشند توصیه میشود کتاب همگام و همراه با فرزندان (Too step and attendant with children) را مطالعه کنند. این کتاب در سه فصل نوشته شده است و در هر فصل شما شناخت بیشتری نسبت به فرزند خود پیدا میکنید.
برخی از مسائل و مشکلات رایج کودکان مانند گوشهگیری، ترسو بودن، دزدی کردن، پرخاشگری و ... از جمله مسائلی است که نویسنده در این کتاب به آنها میپردازد. کتاب همگام و همراه با فرزندان پر از نکات جالب و خواندنی دربارهی ایام نوجوانی و مشکلات آن دوران است. از طرف دیگر کتاب حاضر، آیات و احادیثی با موضوع تربیت و اصلاح فرزندان را در بر دارد تا بر اهمیت تعلیم و تربیت تأکید کند.
کتاب همگام و همراه با فرزندان را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم:
خواندن این کتاب برای والدین و تمام کسانی که با کودکان و نوجوانان برخورد دارند ضروری است. اگر مشکلی در خصوص تربیت فرزند خود دارید، پاسخ آن را میتوانید در این کتاب پیدا کنید.
در کتاب همگام و همراه با فرزندان میخوانیم:
نحوهى گفتگو و ارتباط برقرار نمودن با کودکان، هنرى خاص است که اصول و مفاهیم ویژهى خود را مىطلبد. کودکان وقتى با کسى ارتباط برقرار مىکنند، دقیقا آنچه را که در نظر دارند، بیان نمىکنند؛ پیامهاى آنان غالبا جنبهى رمزى دارد، براى درک این پیامها بایستى این رمزها را کشف و درک کرد. براى مثال؛ کودکى از پدرش مىپرسد: «پدر! در شهرى که ما زندگى مىکنیم، چند نفر کودک بىسرپرست زندگى مىکند؟» پدر این کودک که فردى تحصیل کرده و روشنفکر است، از اینکه فرزندش نسبت به مشکلات اجتماعى علاقه نشان مىدهد خوشحال شده، پس از تشویق و تمجید، به صورت فرزندش نگاهى مىاندازد.
امّا کودک دلش راضى نمىشود، چون پاسخ سؤال خود را دریافت نکرده، بار دیگر سؤال خود را مطرح مىکند: «پدر، در فلان شهر چند نفر کودک بىسرپرست وجود دارد؟» و... پدرش سرانجام متوجّه مىشود که پسرش دغدغهاى در مورد یک مشکل اجتماعى ندارد و علاقهى او نسبت به این مسئله، بیشتر از یک جنبهى فردى برخوردار است نه یک معضل اجتماعى. پسرش از این وحشت دارد که مبادا خود او نیز با این مشکل مواجه شود و یکى از کودکانى شود که سرپرست خود را از دست دادهاند. علّت سؤال او احساس همدردى نسبت به آن بچّههاى بىسرپرست نیست بلکه هدف اصلى او از این سؤال این است که مىخواهد مطمئن شود که آیا پدرش او را تنها رها خواهد کرد یا نه؟
بله



















