کتاب هدیه عقاب ششمین کتاب از مجموعه آثار کارلوس کاستاندا است که پس از «دومین حلقه قدرت» منتشر شده.
کاستاندا (Carlos Castaneda) در ابتدا کار خود را با پژوهش های مردم شناسی میان سرخپوستان مکزیک آغاز کرد، اما آشنایی او با دن خوان و دن خنارو سمت و سوی تحقیقاتش را به طور کل تغییر داد و او را تبدیل به سالکی نستوه در راه معرفت و کسب دانش دن خوان کرد. هدیه عقاب ادامه ماجرای او در سیر و سلوک است که هدیه بیداری را همراه خود آورده.
بعد از گذشت سال ها از آغاز تعلیماتش، کارلس کاستاندا تازه به یادآوری خاطراتی نائل شده که از همان روزهای آغازین آشنایی او با دن خوان در وجودش انباشته میشده، اما از آنجا که تمامی آن رویدادها به بُعدی دیگرگون متعلق بودند و او نیروی کافی برای درک و به خاطر آوردنشان را نداشته، اکنون پس از سالها ممارست و با همراهی لاگوردا و دیگر شاگردان، پرده از راز خاطرات مبهم و اسرارآمیز بر میافتد.
بسیاری از وقایعی که همگی آنها گمان میکردند در رؤیا دیدهاند، به واقع برایشان رخ داده بود، اما در زمان و مکانی از جنس دیگر. رسم ناوال بر او و همراهانش آشکار میشود و با عقاب و تجلیاتش آشنا میگردد و به این نکته پی میبرد آن کس که بلی گفت، خود ما بودیم...
در ادامه بخشی از کتاب هدیه عقاب (The Eagle's Gift) را می خوانید:
...فلوریندا توضیح داد هنگامی که او یا همتایانش درباره زمان سخن می گویند، به چیزی که توسط حرکت ساعت اندازهگیری میشود، اشاره نمی کنند. زمان جوهره توجه است و تجلیات عقاب از زمان ساخته شده. بنابراین درست است اگر بگوییم وقتی کسی وارد هر جنبه ای از خود دیگر می شود، با زمان آشنا میگردد.
فلوریندا به من اطمینان داد در آن شب به یاد ماندنی، وقتی همه ما با چیدمانی خاص نشسته بودیم، آنها از آخرین فرصتشان برای کمک به من و دیگر شاگردان بهره برده بودند تا ما را با چرخ زمان مواجه کنند. او گفت چرخ زمان مانند وضعیت هوشیاری متعالی است که بخشی از خود دیگر است، درست همان طور که هوشیاری سمت چپ بخشی از خود است که با زندگی روزمره سروکار دارد. در بُعد فیزیکی می توان آن را همچون تونلی با طول و عرض بیانتها دانست، تونلی با شیارهای انعکاسی که هر شیار بیپایان است و تعدادشان نیز انتهایی ندارد. موجودات زنده توسط نیروی حیات وادار می شوند فقط به یکی از این شیارها خیره شوند. خیره شدن به آن شیار، به معنای به دام افتادن توسط آن و زندگی کردن آن شیار است.
او تأکید کرد آنچه که مبارزان آن را «اراده» مینامند، به چرخ زمان تعلق دارد. اراده چیزی مانند ساقه رونده یک تاک است، یا شاخکی ناملموس که همه ما دارای آن هستیم. مبارزانی که موفق به چرخاندن چرخ زمان شدهاند، میتوانند به هر شیاری خیره شوند و هر آنچه را که میخواهند، از داخل آن شیار بیرون بیاورند...
بله




















