کتاب امنیت اجتماعی شده: نظریهها، رویکردها و الگوی راهبردی نوشته حسن صائبی، به موضوع امنیت داخلی در ایران و همچنین مفهوم امنیت اجتماعی میپردازد و جنبههای مذهبی آن را نیز مورد بررسی قرار میدهد.
امنیت اجتماعیشده از حوزههایی است که کارگزاران جمهوری اسلامی ایران در سطوح راهبردی برای دستیابی به اهداف ملی و تحقق رسالتهای سازمانی، تصمیمها، اقدامها و فعالیتهای مدیریتی را به انجام میرسانند. مفهوم «امنیت اجتماعیشده» که در زبان فارسی امنیت جامعوی، امنیت جامعگانی، امنیت جامعگی و امنیت جامعهای نیز معنا شده است؛ به این پرسش پاسخ میدهد که امنیت جامعه در مقابل چه چیزی تأمین میشود و چگونه در معرض خطر قرار میگیرد؟
بهزعم برخی از اندیشمندان، امنیت اجتماعیشده زمانی مطرح شد که منابع و فرصتهای اقدام جامعه در مقابل دولت افزایش و ظرفیت دولت برای مهار قدرت جامعه کاهش یافت. توانمند شدن جامعه در مقابل دولت دلایل مختلف فنی چون پدیده اینترنت، سیاسی مانند مهمشدن حق رأی، فرهنگی مثل حساسشدن گروهها نسبت به هویت متمایز خود، اقتصادی مانند فرهنگ مصرف و مدیریتی مثل ناکارآمدی برخی دولتها داشته است.
در این کتاب با تبیین، مستندسازی و توضیح تجربیات کارگزاران راهبردی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در حوزه امنیت اجتماعیشده بر اساس گفتمان امام خمینی و رهبری و قانون اساسی، الگوی راهبردی ارائه شده است. ابعاد، مؤلفهها، شاخصها و روابط بین این الگو در فرآیند تصمیمسازی و تصمیمگیری برای اداره امور کشور در حوزه امنیت اجتماعیشده، تبیین و برای اداره حوزه پیشگفته به کار گرفته میشود.
در بخشی از کتاب امینت اجتماعی شده میخوانیم:
با گذشت زمان و ایجاد تغییراتی در توقعات و نیازهای انسانها، متغیرهای جدیدی برای تعریف امنیت وارد عرصه میشوند. برای مثال امروزه پدیدهای چون تخریب محیطزیست از عوامل مهم برهمزننده امنیت بشر تلقی میشود، درحالیکه تا صد سال پیش چنین چیزهایی وجود نداشت.
از آغاز دوره نظام وستفالیایی تا دهههای اخیر امنیت بینالمللی بهطور عمده در قالب امنیت نظامی تعریف میشد، درحالیکه امروزه محوریت امنیت نظامی زیر سؤال رفته است و امنیت بینالمللی در ابعاد مختلف سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی تعریف میشود.
باری بوزان از محققان برجسته مطالعات امنیتی، امنیت اجتماعات بشری را که اغلب در شکل امنیت بینالمللی تعریف میشود، به پنج مقوله نظامی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی تقسیم کرده است. امنیت نظامی به اثرات متقابل تواناییهایی تهاجمی و دفاعی مسلحانه دولت و نیز برداشت آنها از مقاصد یکدیگر مربوط است؛ امنیت سیاسی بر ثبات سازماندهی دولتها، ساختارهای حکومتی و ایدئولوژیهایی ناظر است که به آنها مشروعیت میبخشد؛ امنیت اقتصادی یعنی دسترسی به منابع مالی و بازارهای لازم برای حفظ سطوح قابل قبولی از رفاه و قدرت دولت؛ امنیت اجتماعی، به قابلیت لازم برای حفظ الگوهای سنتی زبان، فرهنگ، مذهب، هویت و عرف ملی با شرایط قابل قبولی از تغییر مربوط است؛ و امنیت زیستمحیطی بر حفظ محیطزیست بشری بهعنوان سامانهای که تمامی حیات بشری بدان متکی است، ناظر است. این پنج بخش جدا از یکدیگر عمل نمیکنند، بلکه هر یک دارای کانون مهمی در مسئله امنیت و روشی برای تنظیم اولویتها هستند و از طریق ارتباطات قوی به همدیگر متصل شدهاند.
بله
















