جلد کتاب کتاب نواپشت جلد کتاب کتاب نوا
۷۵,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب نواپشت جلد کتاب کتاب نوا
کتاب الکترونیک
336 صفحه
EPUB

برای شنیدن کتاب نوا و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب نوا

کتاب نوا نوشته‌ی شادی داورزنی، داستانی عاشقانه از سرگذشت زندگی دختری به نام «نوا» را به تصویر می‌کشد که در یک دفتر نشریه مشغول به کار است. این اثر شما را با خود به دنیایی می‌برد که عواطف انسان‌ها در آن رنگ و بویی دیگر دارد.

آرش، از همکاران نوا یک دل نه صد دل دلباخته او می‌شود. اما بعد از مدت کوتاهی به بهانه‌های گوناگون از ازدواج با نوا امتناع می‌کند. همین موضوع سبب می‌شود تا نوا کنجکاو شده و به بررسی زیر و بم زندگی آرش بپردازد، تا اینکه متوجه می‌شود آرش به او خیانت کرده است. نوا که از این اتفاق آسیب‌هایی روحی جبران‌ناپذیری می‌بیند تصمیم می‌گیرد هرگز ازدواج نکند. اما دست تقدیر زندگی را طور دیگری برای او رقم خواهد زد.

دز بخشی از کتاب نوا می‌خوانیم:

کلید رو توی قفل چرخوندم و درو باز کردم، همه‌ی برقا خاموش بود و سکوت در همه جای خونه حکم فرما بود. تنها، نوری که از پنجره آشپزخونه به داخل می‌تابید، باعث روشنایی فضا شده بود. هیچ‌کس خونه نبود. به سمت اتاقم رفتم؛ کیفمو روی تخت گذاشتم و مانتومو درآوردم. از اتاق به سمت آشپزخونه رفتم؛ سردرد بدی داشتم. توی کابینت دنبال کیف کمک‌های اولیه می‌گشتم تا از توش مسکن بردارم. آخرین کپسولی رو که توی ورقه قرص باقی مونده بود رو باز کردم، از روی سینک یه لیوان برداشتم، همین که به طرف یخچال رفتم یه دفعه چشمام سیاهی رفت؛ برای اینکه از افتادنم جلوگیری کنم دستمو به در یخچال گرفتم. لیوان رو زیر آب سردکن گرفتم و پر کردم و لاجرعه همراه قرص سر کشیدم. چند ثانیه توی همون حالت ایستادم و چشمامو بستم. بعد لیوان خالی رو، روی میز گذاشتم و به سمت اتاقم رفتم. مستقیم خودمو روی تخت پرت کردم؛ چشمامو بستم و از خستگی بیهوش شدم.

وقتی بیدار شدم آفتاب هنوز غروب نکرده بود. اواخر فروردین ماه بود و روزها بلند شده بود. هنوزم خونه غرق سکوت بود، اما از ملحفه‌ای که روی پاهام کشیده شده بود فهمیدم مامانم برگشته. به ساعتی که روی دیوار اتاق آویزون بود و تیک تاک عقربه‌هاش تنها صدای شکننده‌ی سکوت بود نگاه کردم؛ نزدیک هفت بود. انگار خیلی خوابیده بودم؛ اونقدر عمیق که حتی متوجه اومدن مامان نشدم. سردردم بهتر شده بود اما احساس سنگینی توی سرم می‌کردم. از روی تخت بلند شدم و توی آینه نگاهی به خودم انداختم؛ چشمام پف کرده بود. دستی به موهام کشیدم و بیرون رفتم. مامان توی آشپزخونه مشغول خلال کردن سیب زمینی بود.

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب نوا
نویسندهشادی داورزنی
ناشر چاپیانتشارات نسل روشن
سال انتشار۱۳۹۸
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات336
زبانفارسی
شابک978-622-247-023-4
قیمت کتاب الکترونیک
۷۵,۰۰۰ تومان

موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان عاشقانه ایرانی

کتاب نوا بر اساس قرارداد رسمی با انتشارات نسل روشن در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب نوا

Mahya Marjani
۱۳۹۸/۱۲/۲۵
خیلی دور از واقعیت بود، من دوست نداشتم‌ای کتاب رو... همه با یک نگاه عاشق شدن!!!!
Somayeh.seyyedi
۱۴۰۱/۰۷/۱۳
سپاس از قلم نویسنده
ادامه نقد و نظرات کتاب نوا...
👋 سوالی دارید؟