کتاب رابطه علم و شعور نوشتهی سید ابوالقاسم حاجی میر، با تکیه بر آموزههای اسلامی، ارتباط فهم و خرد اجتماعی افراد و دانشی که در طول سالیان متمادی در مراکز آموزشی مختلف، نظیر مدرسه کسب کردهاند را شرح و سپس به تحلیل رابطهی میان این دو از دیدگاه قرآن میپردازد.
امروزه بسیاری از افراد دنبال درس خواندن و طی مراحل مختلف تحصیلی و گرفتن مدرک بالاتر در دانشگاهها هستند تا بتوانند در آینده زندگی راحتتری داشته باشند. اما گوهر گم شده انسان، انسانیت، چگونه به دست میآید؟ آیا انسان با گذراندن موفق مراحل مختلف آموزشی به درجات بالای انسانیت و شعور نیز دست پیدا میکند؟
انسان پیوسته به دنبال آن است تا بداند و بفهمد، زیرا کنجکاو خلق شده است. کنجکاوی انسان از هر موجود زندهی دیگری کاملتر و بادوامتر است. بنابراین میتوان گفت که از همان زمانی که انسان، پای به این دنیا نهاده، علم نیز به وجود آمده و با رشد فکری بشر، تکامل یافته است.
انسانهای بزرگ به اهمیت علمآموزی و تلاش برای کسب دانش، البته همراه عمل اشاره میکنند. علم و دانش همواره مورد ستایش قرار گرفته و آموختن علم به چراغ زندگی تشبیه شده که تاریکیها را برطرف کرده و راه و چاه را به آدمی نشان میدهد. اما معضل بزرگی که در حال حاضر جامعه امروزی را تهدید میکند، این است که علم رشد کرده اما ذات و خاصیت خود را از دست داده و در راه انقراض و سقوط انسانیت به کار گرفته شده. آدم صرفاً با کسب مدارج علمی به انسانیّت نمیرسد مگر این که از شعور لازم نیز برخوردار گردد. در حال حاضر چه بسیار انسانهایی که دارای تحصیلات بالای دانشگاهی هستند و ضرر و زیانشان برای جامعه انسانی بسیار زیادتر از کسانی است که تحصیلات دانشگاهی ندارند. مثل این افراد در گذشته نیز بسیار وجود داشته است.
متاسفانه در قرن بیست و یکم شاهد افرادی هستیم که درس خوانده هم هستند اما از شعور بهرهای نبردهاند و تا آن جا که در توان دارند به هم نوع خود ظلم و ستم میکنند و جامعه بشریت را به سوی نیستی و نابودی هدایت میکنند.
در بخشی از کتاب رابطه علم و شعور میخوانیم:
علم در زبان فارسی به معنایی متفاوت و عام تر از معادل انگلیسیاش (Science) به کار میرود. در این مفهوم علم معادل هر نوعی از دانش (Knowledge) است. واژه علم در این مفهوم کلی شامل هر نوع آگاهی نسبت به اشیاء، پدیدهها، روابط و غیره است، اعم از اینکه مربوط به حوزه مادی و طبیعی باشد یا مربوط به علوم معنا و ماوراءالطبیعه. بعضیها معتقدند که علم، دانستن در برابر ندانستن است بنابراین با این تعریف همه دانستنیها صرف نظر از نوع آن را علم میگویند. در این تعریف قواعد روش علمی برای دستیابی به آن دانش الزامی نیست و علم شامل مجموعهای از آگاهیها، دانشها و معلوماتی است که انسان توانسته از طریق روشهای گوناگون تا به امروز به آنها آگاهی پیدا کند. اصطلاحاتی چون علم اخلاق، علم حدیث و علم ریاضیات نشان دهنده کاربرد این معنا از علم هستند.
در مقابل مفهوم علم بهطور خاص وجود دارد که معادل واژه انگلیسی (Science) است که از ریشه لاتینی «ساینتیا» به معنای دانستن گرفته شده است و متناظر با آن بخشی از دانش بشری است که از طریق روشهای تجربی حاصل شده است و قواعد علوم تجربی بر آن حاکم است. لذا علومی مثل؛ ادبیات، فقه و فلسفه شامل آن نمیشود.
علم یک واژه عربی است که از ریشه عَلَمَ به معنی آموزش مشتق شده است. در اصطلاح عامیانه، این کلمه در مورد هر نوع آگاهی که فرد در مورد محیط و مسائل پیرامون خود کسب میکند، اطلاق میگردد. و لذا هرچه میزان آگاهی و معلومات او بیشتر باشد، او را عالم تر میدانند. به همین علت به افرادی که در زمینه علوم مذهبی و قرآنی به درجات بالاتری نائل میشوند، علّامه میگویند.
بله























