کتاب راهبردهای افزایش تجربه مطلوب در بهداشت روانی دانش آموزان با منبع کنترل درونی و بیرونی به قلم الهه مهرمنش، با هدف تعیین اثربخشی این راهبرد و چگونگی تاثیرگذاری آن بر دانشآموزان به رشته تحریر درآمده است.
روش تحقیق در کتاب راهبردهای افزایش تجربه مطلوب در بهداشت روانی دانش آموزان با منبع کنترل درونی و بیرونی (The strategies to increase optimal experience on students mental health with internal and external source control) توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری کتاب شامل تمامی دانشآموزان دختر دبیرستانی منطقه پنج تهران در سال تحصیلی 93-1394 بوده است. برای انتخاب نمونه مورد نظر از روش نمونهگیری خوشهای تصادفی استفاده شده و حجم نمونه شامل 200 نفر میباشد.
یافتهها نشان میدهد که با 95 درصد اطمینان میتوان گفت دانشآموزانی که دارای تجربه مطلوب بالاتر هستند، بهداشت روانی بالاتری دارند. همچنین یافتهها نشان میدهد که با 95 درصد اطمینان میتوان گفت دانشآموزانی که دارای تجربه مطلوب بالاتری هستند، دارای منبع کنترل درونی و دانشآموزانی که دارای تجربه مطلوب بالا نیستند، دارای منبع کنترل بیرونی هستند.
در بخشی از کتاب راهبردهای افزایش تجربه مطلوب در بهداشت روانی دانش آموزان با منبع کنترل درونی و بیرونی میخوانیم:
رفتار و فرآیندهای روانی، مرکز توجه علم روانشناختی هستند که عبارتند از: شناختها، احساسات و انگیزهها. شناخت فعالیتی است روانی شامل دریافت یادگیری، به یاد آوردن، تعبیر و تفسیر، فکر کردن، باورها و حل مشکل. عوامل شناختی، چگونه بر بهداشت اثر میگذارند؟
برای مثال، امکان دارد شما اعتقاد داشته باشید که «زندگی بدون چیزهایی که من از آنها لذت ببرم ارزشی ندارد». چنانچه شما از کشیدن سیگار لذت میبرید، آیا حاضرید برای کاهش خطر ابتلا به سرطان یا ناراحتیهای قلبی، آن را ترک کنید؟ شاید نه، اگر احساس ناراحتی و شکم درد داشته باشید و به یاد آورید که در گذشته هم به چنین ناراحتیهایی دچار شده بودید که پس از یکی دو روز از میان رفته بود، آیا باز هم به فکر درمان افتادهاید؟ باز هم، شاید نه، این مثالها صرفاً دو نمونه از نقش شناخت بر بهداشت و بیماری است.
هیجانها به احساسات ذهنی ما گفته میشوند که بر افکار، رفتار و فیزیولوژی ما اثر میگذارند و از آنها اثر میپذیرند. بعضی هیجانها مثبت یا خوشایندند، مانند خوشحالی و دلبستگی و بعضی دیگر منفی هستند مانند خشم، ترس، و افسردگی. برای مثال، اشخاصی که هیجانهای آنان نسبتاً مثبت است، در مقایسه با آنانی که هیجانهای نسبتاً منفی دارند، کمتر مستعد بیماریاند و احتمالاً به میزان بیشتری از بهداشت خود مراقبت میکنند و زودتر، از بیماری بهبود مییابند. انگیزه، مفهومی است در تبیین چرایی رفتار مردم (چرا آنگونه رفتار میکنند؟)؛ اینکه چرا بعضی از فعالیتها را شروع، جهت آنها را انتخاب، و درباره آنها پافشاری میکنند؟ شخصی که انگیزه خوب شدن و بهتر شدن داشته باشد، امکان دارد جهت رسیدن به هدف خود، یک برنامه ورزشی را انتخاب و به آن عمل کند.
بله

















