کتاب روند ایران هراسی در محصولات تصویری رسانههای غربی بین سالهای (2017 - 1990) نوشتهی رضا فرخی، به بررسی محصولات رسانهای دنیای غرب درباره ایران در دو دهه اخیر و تحلیل کردن نقش این رسانهها در تأثیر ذهنیت مردم ایران در بین مخاطبان جهانی میپردازد.
دنیای سیاست در گذر زمان به حوزههای مختلفی ورود پیدا کرده است. از مهمترین این حوزهها در چندین سال گذشته حوزه رسانه و ارتباطات و محصولات مرتبط با آنها بوده است. به نحوی که به تدریج مسائل مختلف سیاسی و اجتماعی خیلی زود دستمایه این محصولات شد و روی این محصولات به عنوان موضوع اصلی تمرکز گردید. بحث ایران و تحولات آن به ویژه پس از انقلاب اسلامی هم بخشی از همین مسائل سیاسی و تاریخی بوده که دستمایه این رسانهها قرار گرفته است. به ویژه که پس از انقلاب اسلامی به دلایل مختلفی ازجمله تقابل ایران با دنیای غرب سوژه ایران بیشتر مورد توجه سازندگان اینگونه محصولات قرار گرفت.
رویکرد این تحقیق در جهتی است که بتواند موضوعگیری دنیای رسانههای غربی درباره ایران را تا حد توان آشکار سازد. از سوی دیگر با توجه به اینکه در چندین سال اخیر به ویژه پس از انقلاب اسلامی محصولات قابل توجه رسانهای در مورد ایران و ایران هراسی تولید شده است، تلاش میشود که با تحلیل محتوایی این رسانهها و بررسی پدیدهها و رویدادهای سیاسی مرتبط با آنها، تحلیل جامعی از تصویر سیاسی - اجتماعی ایران در بین این رسانهها ارائه داد.
در بخشی از کتاب روند ایران هراسی در محصولات تصویری رسانههای غربی بین سالهای (2017 - 1990) میخوانیم:
اصطلاح رسانهها معمولاً تداعی کننده اشکال خاصی از ارتباطات است که خصوصیات شایع جوامع معاصر شدهاند. روزنامهها، مجلات رادیو و تلویزیون، لیکن این اشکال خاص ارتباطات فقط برخی از شیوههایی هستند که از طریق اطلاعات آنها و محتوای سمبلیک میتواند با انواع متنوعی از ابزارهای فنی ضبط شوند و به دیگری انتقال یابد با برای استفاده آتی ذخیره شوند. در بنیادیترین معنا، اصطلاح رسانه دلالت بر انواع متنوع پایههای مادی و اشکال نمادینی دارد که از طریق آنها اطلاعات و محتوای سمبلیک میتواند، ضبط شود و به دیگران انتقال یابد؛ بنابراین در این معنا استفاده از کاغذ برای نوشتن، استفاده از تلفن جهت برقراری ارتباط به دیگران و بهرهگیری از فناوریهای رایانهای برای ذخیره و مبادله اطلاعات همگی متضمن استفاده از رسانهاند. (آلن اسکات، کیت نش، 1388: 254)
در این میان یکی از خصوصیات بارز مشترک بین همه اشکال ارتباط رسانهای آن است که همگی متضمن انتقال اطلاعات یا محتوای سمبلیک در زمان و مکان میباشند. استفاده از رسانههای ارتباطی به افراد و البته در عصر جدیدتری دولتها این امکان را میدهد که اطلاعات و محتوای سمبلیک را به دیگرانی انتقال دهند که در محیطهای دوردستی قرار دارند. لذا استفاده از رسانههای ارتباطی متضمن ایجاد اشکالی از تعامل است که با اشکال تعاملی که در مکانهای مشترک زندگی روزمره اتفاق میافتند، قدری متفاوت هستند. بیشتر تعاملات روزمره «تعامل چهره به چهره» است؛ به این معنا که تعامل مذکور در محیطی محلی شده اتفاق میافتد. محیطی که در آن افراد چارچوب مکانی - زمانی مشترک دارند و به صورت مستقیم با یکدیگر روبهرو میشوند. لیکن تعامل رسانهای به ماورای مکان و شاید هم «زمان کشیده» میشود؛ مشارکت کنندگان ممکن است که در نقاط دور و متنوعی باشند و نمی توانند چارچوب مکانی-زمانی مشترکی داشته باشند. (آلن اسکات، کیت نش: 25)
بله

















