کتاب بیستون و داریوش: یادبود پیروزیهای داریوش یکم هخامنشی نوشتهی مسعود گلزاری، به بررسی و ارائه سنگ نبشته و سنگ نگاره بیستون که بیشک بزرگترین سند سیادت ملت و بزرگی کشور کهن سال ایران است، میپردازد.
پهنۀ بیستون در شرق استان کرمانشاهان بین شهر صحنه و شهر کرماشان واقع شده است. کوه بیستون را میتوان گفت در میانۀ این پهنه با بلندای 2974 متر از سطح اقیانوسها و در 32 کیلومتری شهر کرماشان قرار گرفته است.
کوه بیستون، یکی از بلندترین دیوارههای سنگی ایران است که بر بالا دست راه آسفالتۀ همدان-کرماشان استوار، قرار دارد. همچنین موقعیت طبیعی کوه بیستون (قرار گرفتن در کنار شاه راه باستانی "هِگمَتانَه - بابِل" و گذرگاه و تلاقی تمامی راههای غرب ایران)، و شکل ویژۀ آن، یکی از زیباییهای طبیعی غرب ایران است.
بیستون یکی از بینظیرترین منابع شناساننده آثار باستانی ایران به حساب میآید که نشان دهنده زندگی پر تلاطم چهار سال آغازین پادشاهی داریوش یکم هخامنشی و پیروزی او بر شاهان برخاسته و دروغزن و استواری شاهنشاهی هخامنشی است و به سه خط و زبان پارسی باستان، ایلامی و بابلی بر سینهی کوه بیستون کنده شده است.
در بخشی از کتاب بیستون و داریوش میخوانیم:
کوشش و پافشاری باستان شناسان و دانشمندان خارجی از سدۀ هفدهم برای کپی برداری و رمزگشایی خطهای سنگ نبشتههای دوران هخامنشی که سرانجام منجر به کشف و خواندن آنها شد، شایان گفتوگو و سپاس است و جا دارد از آن همه تلاش و کوشش یادی شود تا دانسته شود که ترجمههای سنگ نبشتههای پارسی باستان (= فُرس- قدیم) که بخش قابل توجهی از تاریکیهای دوران درخشان امپراتوری هخامنشی را روشن ساخت، با چه سختیها و به وسیلۀ چه کسانی به سرانجام رسیده است.
از سدۀ چهاردهم میلادی بسیاری از جهانگردان، تاریخ نگاران، شرق شناسان به ایران آمدند و از خرابههای تخت جمشید یکی از دو تختگاه آیینی و تشریفاتی شاهنشاهان هخامنشی دیدن کردند، و حتّی نوشتههایی را که در کنار و یا پیرامون آن نقشها کنده شده بود را میدیدند، ولی به راز آنها پی نمیبردند؛ برخی که بیشتر توجه داشتند خطها را، نقشها و نشانههایی تصور میکردند که برای تزیین و زیبایی نقشها و در و دیوارها به کار رفته است و هرگز تصور این که این نشانهها میتواند خطی باشد که شرح حال به وجود آورندگان آثار باشد، به مغزشان خطور نمیکرد.
بله




















