کتاب هفت کتاب نیما یوشیج، مجموعهای گرانبها از آثار و سرودههای شاعر مطرح معاصر و پدر شعر فارسی است.
علی اسفندیاری مشهور به نیما یوشیج در ابتدا به سبک معمول قدیم و مخصوصاً به سبک خراسانى شعر مىساخت. اما آشنایى به زبان فرانسه و ادبیات آن زبان راه تازهاى در پیش چشم او گذاشت. ثمرهى کاوشهاى وى در این راه، بعد از جدایى از مدرسه و گذرانیدن دوران دلدادگى، به آنجا انجامید که ممکن است در منظومهى افسانهى او دیده شود.
او به خود و نتیجهى کارش اطمینان داشت. وی پیش خود فکر میکرد که هر کس کار تازهاى کند سرنوشت تازهاى هم دارد. او به کارى که ملت به آن احتیاج داشتند اقدام کرد.
در بخشی از کتاب هفت کتاب نیما یوشیج میخوانیم:
همسایگان آتش، مرداب و باد تند،
بر آتش شکفته عبث دور مىزنند.
باد: من مىدمم که یکسره مرداب را
با شعلههاى گرم تو
دارم چو خشک رود.
مرداب: من در درون روشن گرم تو آب را،
جارى نمىکنم.
ره مىدهم که بر شوى اى آتش!
رونق فزاى و دلکش.
سوزندهتر زیان کن و بىباکتر درآى!
اما به میل باد تنابى به روى من
خشکى نه ره بیابد هرگز به سوى من.
تا آنکه غرقه ماند این زال گوژپشت
درگندههاى آب دهانم.
یک میوهى درست به شاخى
شیرین و خوش ننشانم.
بله






















