پل ویلیامز در کتاب افشای واتیکان: پول، جنایت و مافیا، روابط پنهان دولت مذهبی واتیکان، از جمله ارتباط با مافیا، نفوذ سیاستمداران در واتیکان، مالاندوزی، پاپ سالاری و امثال آن را افشا میکند.
پل ویلیامز (Paul L Williams) در این اثر به وضوح بیان میکند که رابطهی بین مافیای سیسیل با سازمان مالی واتیکان همچنان بدون وارد شدن خدشهای وجود دارد. حکومت "جانپل دوم" نه از رفورمهای شرقی "جان بیست و سوم" و "پل ششم" تبعیت کرده، و نه طریق مرسوم را که همانا پرداختن به وظایف کاتولیکی باشد پیش گرفته است، بلکه در راه تثبیت موقعیت واتیکان به عنوان نهادهای مالی و سیاسی قدم برداشته است.
نخستین هدف این نهاد، ترویج حقیقت و اصول اخلاقی در این عصر (که عصر شک و تردیدهاست) نبوده بلکه تداوم بخشیدن به حفظ منابع دنیوی توسط دسیسه، گدایی، دزدی و چنانچه شرایط ایجاب کند خونریزی است.
پل ویلیامز، داراى دکتراى فلسفهى فوق لیسانس الهیات از دانشگاه درو است. او استاد فلسفه الهیات در دانشگاههاى اسکراتون و ویلکز بوده و کتب و مقالات افشاگرانه متعددى دربارهى جهان کاتولیک نوشته است که از جمله آنها افشاى واتیکان (The Vatican Exposed: Money, Murder, and the Mafia) است.
در بخشی از کتاب افشاى واتیکان (پول، جنایت و مافیا) میخوانیم:
در پایان جنگ دوم جهانى، از کشور ایتالیا فقط یک مخروبه باقى مانده بود. جادهها، خطوط راه آهن، پلها، تونلها، خیابانهاى شهر، کارخانهها، بازار و اماکن تجارى و مسکونى در اثر حملهى متفقین یا دفاع نیروهاى آلمانى و عملیات خرابکارى پارتیزانها تخریب شده بودند. اکثر مراکز تجارى و صنعتى تعطیل و در شرف ورشکستگى بودند. واتیکان هم در اثر این وضع دچار مشکلات اقتصادى گردیده بود، زیرا واتیکان تقریباً همهى پولهاى اهدایى «موسولینى» را در صنعت و تجارت ایتالیا سرمایهگذارى کرده بود. آنچه که بر وخامت اوضاع مىافزود، حزب کمونیست بود که بسیار فعال و مصمم بود و پول کافى و تشکیلات منظم داشت. رهبر حزب پالمیرو توگلیاتى که بیشتر ایام جنگ را بهعنوان مهمان استالین در مسکو بهسر برده بود، در بیانیه خویش خواستار سوسیالیزه شدن شرکتهاى صنعتى بود که در ایام رکود اقتصادى با یارى «انستیتو بازسازى صنایع» راهاندازى شده بودند و «نوگارا» هم بیشتر موجودى واتیکان را در این شرکتها سرمایهگذارى نموده بود، و چنین دورنماى اوضاعى، «پیوس دوازدهم» را به هراس انداخت.
پاپ براى دفع تهدیدات کمونیسم کلیهى هزینههاى فعالسازى حزب دموکرات مسیحى را با رهبرى ال چى دو گاسپرى تقبل نمود. «دوگاسپرى» همان مشخصاتى را داشت که مورد نظر پاپ بود؛ یعنى یک کاتولیک، ایتالیایى و دموکرات مسلک، ولى مقید به شعایر دینى. «دوگاسپرى» در عمر خود هرگز از شرکت در مراسم عبادى غفلت نکرده و در عین حال مرید پاپ بود، حتى وى در نامهاى که از زن آیندهاش خواستگارى مىکرد، نوشت: «شخصیت مسیح زنده (پاپ) مرا مجذوب و بنده خود ساخته و مرا مثل آنکه طفلى باشم تسکین مىبخشد. بیا تا ترا نیز بههمان کانون جاذبه که چون گرداب وسیعى از نور در بالاى سر است بکشانم.»
بله
















