جلد کتاب کتاب جناب خط شکنپشت جلد کتاب کتاب جناب خط شکن
۴۹۸,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب جناب خط شکنپشت جلد کتاب کتاب جناب خط شکن
کتاب الکترونیک
356 صفحه
EPUB

برای شنیدن کتاب جناب خط شکن و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب جناب خط شکن

کتاب جناب خط شکن نوشته‌ی معصومه قیطاسی، درباره‌ی زندگی‌نامه شهید سید جلیل میری ورکی است و هر فصل بخشی از خاطرات مربوط به شهید را از زبان همسر و هم رزمان او بازگو می‌کند.

سید جلیل میری ورکی متولد ششم فروردین ماه سال 1338 از شهرستان تنکابن در استان مازندران است و در جبهه به عنوان تک تیرانداز فعالیت می‌کرد و به عنوان خط شکن کربلای 4 در این عملیات به شهادت رسید و بعد از گذشت 29 سال از شهادتش پیکر مطهر او شناسایی شد.

پیکر شهید سید جلیل میری پنج شنبه 18 تیرماه 94 ساعت 10 صبح از میدان شهدا به سمت میدان سپاه با حضور خانواده‌‌‌های محترم شهدا در گلزار شهدای امامزاده طاهر (ع) آرام گرفت.

در بخشی از کتاب جناب خط شکن می‌خوانیم:

سرهنگ عشقی هم هست. همه دارند گریه می‌کنند. دورم می‌نشینند. جوان هم دوزانو روبه‌روی‌ام می‌نشیند. مات فقط دارد نگاهم می‌کند. جوان هیکلی و بی‌مو و آن یکی که شبیه من است؛ دورتر ایستاده‌اند. ‌های های و با صدای بلند گریه می‌کنند. سرهنگ رنگین و سرهنگ عشقی نگاهش می‌کنند. بعد پرچم را از رویم بر می‌دارند.

«خوب سیدجواد جان. حالا می‌تونی پدرت رو روئیت... » وای خدای من! پس این جوان بلند بالا سیدجواد من است. پس چرا تنها آمده؟ چه قدر بزرگ شده! جواد بابا... مردی شده برای خودش.

زیپ کاورم باز می‌شود. دقیق دارد استخوان هایم را نگاه می‌کند. صدای گریه دو جوان بالا می‌رود. جوان بلند بالا، مردی که شبیه من است را دایی مهدی صدا می‌زند. کم کم می‌شناسم شان. حتماً جوان پسر خواهرم است و او هم که شبیه من است، سیدمهدی بردار کوچکم.

کمی بعد سیدجواد بلند می‌شود. دور و بر را نگاه می‌کند. کاش نرود تا بتوانم سیر ببینم اش. سرهنگ عشقی جلو می‌رود. جواد مضطرب است. دلم می‌خواهد بغلش کنم. لبخند می‌زنم. خدا خیرش بدهد سرهنگ عشقی را؛ کار مرا آسان می‌کند. قدش کوتاه تر و لاغرتر از سیدجوادم است؛ سر سیدجوادم را روی شانه‌اش می‌گیرد. سیدجواد کمی به گریه می‌افتد. خیالم راحت می‌شود و دلم سبک. باز دو زانو می‌نشیند. دارد با من حرف می‌زند. چه قدر دلم می‌خواهد بقیه خانواده‌ام را ببینم. پس چرا بقیه را نیاورده است. هر چه نگاه می‌کنم زهرا را نمی‌بینم.

«خستگی بگیر بابا... فردا مادربزرگ و مامان و زهراسادات رو می‌آرم دیدنت... در نبودت سعی کردم مردخونه ات باشم بابا. ولی سخت بود و سخت گذشت. خیلی... حرف‌هایی تو دلم هست که فقط می‌تونم با شما بزنم... باید آرومم کنی بابا...» خوشحال می‌شوم. مردی است برای خودش که دلش پر از حرف‌های زیاد است. تا فردا انتظار چه قدر سخت است.

فهرست مطالب کتاب

فصل اول: روایت نخست از جناب خط شکن
فصل دوم: روایتی از جنس انتظار
فصل سوم: روایتی دیگر از جناب خط شکن
فصل چهارم: روایت پایان 29 سال انتظار

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب جناب خط شکن
نویسندهمعصومه قیطاسی
ناشر چاپیانتشارات سوره مهر
سال انتشار۱۳۹۷
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات356
زبانفارسی
شابک978-600-03-1751-5
قیمت کتاب الکترونیک
۴۹۸,۰۰۰ تومان

موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان دفاع مقدس
کتاب‌های خاطرات دفاع مقدس

کتاب جناب خط شکن بر اساس قرارداد رسمی با انتشارات سوره مهر در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب جناب خط شکن

هیچ نظری برای این کتاب ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟