مصطفی جوانمرد در کتاب راز ارغنون، به تفسیر و تحلیل فلسفه و زیباشناسی موسیقی میپردازد.
علم موسیقی ترکیبی از صوت و زمان به شمار میرود. به همین دلیل با فلسفه، ادبیات، فیزیک صوت و روانشناسی گره خورده است. در راز ارغنون (Organ's Secret) گام به گام و به صورت اجمالی با این موضوعات آشنا میشوید.
امروزه با پیشرفت فنون مختلف، هنر نیز دچار تحولاتی شده و موسیقی نیز از رنسانس به بعد (به موازات تحولات در حوزهی فلسفه، صنعت و...) دچار دگرگونی شده است؛ به طوری که به ازای هر دورهی فلسفی یک دورهی هنری وجود دارد که موسیقی نیز از آن مستثنی نیست.
از آنجا که نفس انسان کشش خاصی به سمت این هنر دارد، برای برخورد صحیح با آن باید از قوانین صحیح نیز پیروی کند تا دچار آسیب نشود و بازخورد این مواجهه مطلوب باشد. این کتاب در اولین گام با نشان دادن نوعی شناخت فلسفی از این موضوع سعی در روشن نمودن اذهان در برخورد با موسیقی دارد.
در بخشی از کتاب راز ارغنون میخوانیم:
وقتی شنیدن موسیقی شروع میشود بیاختیار احساسات انسان تحریک میگردد و ناخودآگاه ذهن به جهاتی هدایت میشود که ریشه در گذشته دارد که وهم آلود شده. در آینده اگر در موقعیت مشابه قرار گیرد همان موسیقی به ذهن خطور میکند و آنقدر ذهن را مشغول میکند (خارش مغزی) تا انسان دوباره آن موسیقی را استماع کند در این صورت ضمیر ناخودآگاه ارضاء میشود و ذهن ساکت میگردد. این شیوه استماع احساسی است و یک مرتبه بالاتر از سمع است.
برای همه ما اتفاق افتاده که بیمقدمه در لحظاتی از شبانه روز به یاد آهنگی افتاده و آن را زمزمه نمودهایم این همان ضمیر ناخودآگاه مرورگر است که شما با زمزمه به او پاسخ دادهاید. استماع به این حالت انسان را در معرض اعتیاد قرار میدهد و به دلیل بر باد رفتن تخیلات در اتمام هر قطعه موسیقایی روح که سر پنجهاش مأیوس از لمس دنیای خیالی شده دچار رنج میشود و این غیر از استماع خود آگاه و هوشمندانه است.
بله











