جلد کتاب کتاب انگشتر بدلیپشت جلد کتاب کتاب انگشتر بدلی
۲۲,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب انگشتر بدلیپشت جلد کتاب کتاب انگشتر بدلی
کتاب الکترونیک
130 صفحه
EPUB

برای شنیدن کتاب انگشتر بدلی و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب انگشتر بدلی

سید صالح یوسفی کهراز در کتاب انگشتر بدلی، داستان زندگی شخصی که بر اثر سهل انگاری به بیماری ایدز مبتلا شده و مسائلی که پیرامون این اتفاق در زندگی‌اش رخ می‌دهد را به تصویر می‌کشد.

در بخشی از کتاب انگشتر بدلی می‌خوانید:

وقتی جرثقیل اتومبیل پدر نادر را از زمین بلند کرد و برد، نادر به دور و برش نگاه کرد و با خودش فکر کرد که از کجا شروع کند و کجا به دنبال هومن بگردد. آن وقت که جرثقیل از انتهای خیابان به سمت خیابان اصلی پیچید نادر فقط صدای نعرۀ موتور جرثقیل را از دور شنید بعد از مدت کوتاهی صداهای مختلفی به هم پیوستند دیگر تشخیص آن‌ها ممکن نبود. نادر نفس عمیقی کشید بی‌خبر از همه‌جا اصلا متوجه اطرافش هم نبود. رانندگان خطی و مغازه‌دارها از دور نگاهش می‌کردند. غالبا کسی به یک محله‌ی غریبه‌ وارد بشود، اهالی آن محل حرکات تازه وارد را زیر نظر می‌گیرند. به کجا می‌رود، به کدام خانه رفت و آمد می‌کند، برای چه رفت آمد می‌کند، اصلا برای چه آمده است و خیلی کنجکاوی‌های دیگر.

اگر مخاطب خدایی نکرده زن باشد دیگر هیچ. پدر جد طرف را از گور درمی‌آورند و با شماره شناسنامه که چند سال عمر کرده و چند تا زن داشته، بچه‌هایش چیکاره‌اند و کجا زندگی می‌کنند.

نادر نگاه سنگین رانندگان خطی و مغازه‌دارها را حس می‌کرد. البته زیر چشمی حواسش به آن‌ها بود. مغازه‌داری که دوست نداشت نادر گرفتار درگیری با هومن بشود، وقتی دید هومن اتومبیل را رها کرد و از معرکه گریخت، برایش جای تعجب داشت. چون هر چند هومن خانه و زندگی‌اش در روستای پایین همین شهرک بود ولی یک نفر غریبه او را فراری داده بود. هومن کسی نبود که در این گونه موارد شانه خالی کند حتی شده بود یک دستش را بدهد کوتاه نمی‌آمد مخصوصاً در برابر غریبه‌ها. طوری که اتومبیلش را رها کند و از صحنه بگریزد. صاحب مغازه از هومن خوشش نمی‌آمد. شب عید دو سه ماه پیش بود. مقداری آجیل برای فروش آورده بود. ده پانزده روز به سال تحویل مانده بود. یک روز صبح آمد و دید جا تر و بچه نیست. دوربین مغازه را بازبینی کرد و دید به‌ به! هومن وارد مغازه شد پسته‌ها و تخمه‌ها را با آرامش بار اتومبیل زد در را بست و رفت. صاحب مغازه هم جرئت نکرد شکایت کند. از هومن ترسید. صاحب مغازه خودش را به نادر رساند و گفت: «چرا وسط خیابان ایستادی؟ بیا برویم یک استکان جایی بنوش. اینجا خوب نیست.»

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب انگشتر بدلی
نویسندهسید صالح یوسفی کهراز
ناشر چاپیانتشارات علوی
سال انتشار۱۳۹۷
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات130
زبانفارسی
شابک978-964-310-586-0
قیمت کتاب الکترونیک
۲۲,۰۰۰ تومان

موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان اجتماعی ایرانی

کتاب انگشتر بدلی بر اساس قرارداد رسمی با انتشارات علوی در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب انگشتر بدلی

Saeid Heydarpour
۱۳۹۸/۰۵/۳۰
کتابیه ک مناسب قشر عام جامعه هستش، متن روان کتاب از حسنهای کتاب هستش، چارچوب کتاب یک نمودار خطی رو طی میکنه ک اگر جایی از کتاب رو متوجه نشی به مابقی کتاب لطمه‌ای نمیخوره، پایان کتاب جای خوبی اتفاق می‌افته. با تشکر از نویسنده کتاب ک به دیدگاه عمومی به کتاب نگاه کرده.
ادامه نقد و نظرات کتاب انگشتر بدلی...
👋 سوالی دارید؟