کتاب بانوی ارس: جلد دوم نوشته انور خامهای و سید مهدی سیدقطبی در ادامه جلد اول و از فصل سیام آغاز میشود و سرنوشت سرباز بیباک و دلاوری را به تصویر میکشد که در پرتو عشق بیآلایش و قهرمانیهای شگفتانگیز خود یکی از بزرگترین سرداران سپاه ایران میشود.
نوشتن داستانهای تاریخی برای خود فلسفهای دارد. فلسفۀ آن این است که خوانندگان ضمن یک سلسله حوادث شیرین و سرگرم کننده، حوادثی که با روح و احساسات بشر سر و کار دارد، وقایع تاریخی صحیح کشور خود یا ممالک دیگر را بیاموزند، از سرگذشت حقیقی و خصوصیات اخلاقی شخصیتهای تاریخی آگاه شوند و از آداب، رسوم، طرز حکومت، تحولات سیاسی آن کشورها در مرحله معینی مطلع گردند. به عبارت دیگر علت انتشار این داستانها این است که مردم به آسانترین وجهی وقایع تاریخی را فراگیرند و با حوادث تاریخی آشنا شوند.
به همین مناسبت مبتکرین و استادان این فن مانند الکساندر دوما، اوژن سو، جرجی زیدان و غیره حوادث حقیقی تاریخی را چنان با داستانهای عشقی و قهرمانی آمیختهاند که خوانندگان آنها را با کمال میل و اشتیاق میخوانند و ضمن تفریح و سرگرمی با تاریخ کشورها نیز آشنا میشوند.
متأسفانه در کشور ما تا دهه سی به استثنای چند نمونه معدود سایر داستانهایی که به نام تاریخی معروف شده است در حقیقت از تاریخ هیچ چیز ندارد، نه صحنههای مهم آن اصالت تاریخی دارد و نه لااقل سعی شده است که طرز رفتار و گفتار آن با دوران مورد بحث تطابق داشته باشد. حتی بعضی اوقات اسامیای اختراع کردهاند که در هیچ کشوری تاکنون سابقه نداشته است.
نویسنده سعی کرده که تا حد امکان این اثر واجد مفهوم حقیقی داستان تاریخی باشد. تقریباً تمام قهرمانان اصلی این داستان واقعیت تاریخی دارند و صحنههای مهم داستان واجد اصالت تاریخی است. علاوه بر این کوشش شده است وضع زندگی مردم، تشکیلات دولتی، آداب و عادات دربار و حرمسرا و غیره آنطور که در این دوره برقرار بوده است بیان شود. به این ترتیب خوانندگان ما با مطالعه منظم این کتاب نه تنها با یک داستان شیرین و خواندنی که آکنده از ماجراهای عشقی و قهرمانی و توطئههای عجیب و مرموز است سرگرم و مشغول شدهاند بلکه با وقایع یکی از پرهیجانترین و حساسترین دورههای تاریخی ایران یعنی زمان فتحعلی شاه قاجار نیز آشنا گردیدهاند.
در بانوی ارس سرنوشت رقتانگیز برادر فتحعلی شاه را مطالعه خواهید نمود که در اثر عشق سوزان به یاغیگری کشانده میشود و منشاء یک سلسه حوادث عجیب میگردد.
در این رمان با رقابتهای عجیبی که میان بانوان حرم فتحعلی شاه وجود داشته و از دسیسههای سیاسی که میان سیاستمداران آن زمان اتفاق میافتاده آگاه میشوید. تمام این حوادث تاریخی با پیوند تخیلات و داستانسرایی به یکدیگر مربوط گردیده و داستان جذاب و خواندنی «بانوی ارس» را تشکیل داده است.
در بخشی از کتاب بانوی ارس: جلد دوم میخوانید:
سپاه حسینقلی خان با سرعت عجیبی پیش میرفت و همهجا با فتح و پیروزی کامل همراه بود. شهرها و قلاع اغلب بدون هیچگونه مقاومتی درهای خود را به روی او میگشودند و حتی در بعضی نقاط مردم با آغوش باز به استقبال او میشتافتند. تنفر مردم از فتحعلی شاه و اطرافیان او مخصوصا نارضایتی آنها از رفتار ناجوانمردانه وی با خاندان اعتمادالدوله از یکطرف، محبوبیت حسینقلی خان از طرف دیگر موجب این میشد که مستحکمترین قلاع دولت تقریبا بدون مقاومت به دست او میافتاد و بدون جنگ و خونریزی تا پشت دروازه اصفهان پیش رفت.
در اینجا برای اولین بار حاکم جدید این شهر که از دست نشاندگان میرزا شفیع بود تصمیم گرفت در برابر قوای مهاجم ایستادگی کند. اما چون میدانست در میدان جنگ قدرت مقاومت با او را ندارد قبل از اینکه سپاه حسینقلی خان به حوالی اصفهان برسد دستور داد آب و آذوقۀ کافی در شهر فراهم ساختند و سپس در خندقهای شهر آب انداختند و دروازههای شهر را بست و حصاری شد. حسینقلی خان وقتی پشت دیوارهای این شهر رسید ناچار آن را از همه طرف محاصره نمود و سپاهیان وی تمام راههای شهر را بستند و آن را حلقهوار در میان گرفتند.
آنگاه حسینقلی خان پیامی برای حاکم شهر فرستاد و در آن قدرت و قوت و فزونی سپاه خود را شرح داد و ضعف و زبونی او را یادآوری کرد و سپس فصلی از ظلم و ستمگری فتحعلی شاه و حقانیت خود نسبت به تصاحب تاج و تخت سلطنت بیان نمود و نتیجه گرفت که مقاومت مذبوحانه حاکم مزبور در برابر سپاه مجهز و مسلح وی بیفایده است و حاصلی جز اتلاف نفوس و ویرانی شهر ندارد و سرانجام به او وعده داد که اگر از در تسلیم درآید نه تنها گناه او را خواهد بخشید بلکه وی را به مقام و منصب خویش باقی خواهد گذاشت.
بله

















