کتاب توسعه صنعت گردشگری در شرق کشور به قلم مجتبی نیک رهی و مهتاب غفوری، به روند توسعه و میزان سرمایهگذاری در این صنعت، گردشگری در ایران و به طور دقیقتر در شرق کشور میپردازد.
توسعه گردشگری تابعی از تقاضا برای آن است زیرا افزایش یا کاهش سهم یک کشور از درآمدهای گردشگری، به عوامل و متغیرهایی بستگی دارد که با توجه به آمار و اطلاعات موجود هر کشوری میتواند متفاوت باشد. ایران با توجه به امتیازات فراوانی که از نظر تنوع آب و هوایی، جاذبههای طبیعی، تاریخ و تمدن کهن، آثار باستانی و مذهبی، معماری و صنایع دستی، دارد، از قابلیتهای فراوانی برای تبدیل شدن به قطب گردشگری منطقهای و حتی بینالمللی برخوردار است.
نتایج تحقیقات نشان میدهد که دریافتیهای ارزی و ریالی سالانه که در تولید ناخالص ملی کشور حاصل از صنعت گردشگری، ثبت میگردند از رشد بسیار آرام برخوردار بوده و نتیجتا میزان درآمد قابل پیش بینی در این حوزه از وضعیت عملکردی آن فاصله بسیار زیادی دارد.
همچنین گردشگری در حال حاضر به عنوان پدیدهای تلقی میگردد که با زندگی روزمرۀ مردم ارتباط پیدا کرده و به همین دلیل هر روزه بر میزان تقاضا و همچنین تنوع آن افزوده میشود. بنابراین، برای استفاده از این شرایط و جلب گردشگران بایست از وسایل مختلف و از جمله آگاهی رسانی از طریق کتب مرجعی مانند کتاب حاضر سود جست.
اگر چه کتب مختلفی در حوزه گردشگری در ایران به رشته تحریر در آمدهاند اما کتابهایی که اصالتا از بطن و زیر مایههای فرهنگ کشور به موضوعات منطقهای پرداخته باشند، کم و بسیار قلیل هستند.
کتاب حاضر از جمله آثاری است که نویسنده به عنوان یک محقق، از درون میدان تحقیق و با یک روش مشارکتی آن را با ترکیبی از نظریات تیوریک تلفیق کرده و از این رهگذر خوانندگان مختلف با سلیقههای متفاوت را میتواند تامین نماید. به همین دلیل است که شما میتوانید در لابهلای پیوند فصلهای کتاب رد پای موضوعات تاریخی، فرهنگی و جامعه شناختی منطقه مورد بحث را کاملا بازشناسی نموده و از این طریق صرف نظر از شکلهای قابل رویت در آن منطقه که بلافاصله توجه مخاطب و گردشگر را به خود جلب مینماید به محتوای کهن الگوهای آن منطقه نیز آشنایی پیدا نمایید.
در بخشی از کتاب توسعه صنعت گردشگری در شرق کشور میخوانیم:
برای کشوری مانند ایران که ظرفیتها و جاذبههای مختلف طبیعی، تاریخی، فرهنگی و مذهبی فراوانی دارد، بهترین پیشنهاد قرار گرفتن این امکانات در اختیار اقتصاد کشور میباشد و برای کشوری که در پی یافتن راههای دسترسی به توسعه پایدار اقتصادی است چه موهبتی از این بالاتر که این امکانات بالقوه را به ظرفیتهایی تولید درآمد ارزی تبدیل نماید. جمهوری اسلامی که به دلیل جنگ تحمیلی و تحریمهای اقتصادی بخشی از توان اقتصادی خود را از دست داده و امکانات صنعتیاش نیز یا صدمه دیده یا فرسوده شده است، امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند پیشرفت فنی، سرمایهگذاری گسترده ارزی و بازسازی توان اقتصادی است.
در شرایطی که بخش عمده اقتصاد ما وابسته به صادرات نفت است و قیمت این محصول نیز در سالهای اخیر به علت مسائل ناشی از غوغای نظم نوین جهانی، تحریم اقتصادی و سقوط قیمتهای نفت در دنیا با نوسانات شدیدی روبهرو بوده و موجبات وضعیت ناپایدار اقتصادی را فراهم آورده است، ضرورت رهایی از قید اقتصاد تک محصولی امروزه بیش از هر زمان دیگر احساس میشود. رهایی از این معضل در سایه افزایش صادرات محصولات غیر نفتی از جمله کالاهای صنعتی و تولیدات کشاورزی امکان پذیر است و با توجه به اینکه بخش کشاورزی در کشور ما در حال حاضر ظرفیت تولیدی محدودی دارد و حتی برای تامین نیازهای داخلی نیز با مشکل جدی روبرو است و افزایش صادرات غیرنفتی، یعنی کالاهای سنتی و مواد خام صنایع تولیدی نیز به معنی صدور ارزانتر مواد اولیه و کالاهای سنتی است ملاحظه میشود که ساختار صنعتی دچار توسعه نیافتگی عمیق است.
بله





















