کتاب مدیریت افتخارآمیز اثر مارلین کاروسلی، از سری کتابهای 50 دقیقهای کاربردی است که به شما کمک میکند سرمایههای نهان وجود خود را آشکار کنید و بدانید در چه مواقعی میتوانید تاثیری مثبت بر روی دیگران بگذارید، به دیگران انگیزه بدهید تا به سوى اهداف بالاتر حرکت کنند و براى موفقیت خودشان بینشى خلق کنند.
مدیر چه کسى است؟ عدهاى عقیده دارند مدیر کسى است که تشکیل گروه مىدهد، راهنمایى مىکند و به اهداف خود مىرسد. اما مدیر خوب باید فردى شرافتمند و بصیر باشد. این کتاب با این اظهار قطعى شروع مىشود که مدیران روى تغییر و تحول مثبت تأثیر مىگذارند. براى انجام این کار، آنان صرفاً نمىتوانند تغییر و تحول را ناگهان به کارمندانشان تحمیل کنند. آنها باید طرز تفکر موجود را ذوب کنند تا بتوانند براى تحول و تغییرى که دوست دارند ارائه دهند، جاى کافى باز کنند.
مسئلهى دیگرى که مدیران باید به کارمندان خود خاطرنشان کنند این است که رویدادهاى مغشوش کننده غالباً همیشگى نیستند. یادآورىهایى که مدیران از آن استفاده مىکنند، غالباً شامل کلمات به دقت انتخاب شده است. کلمات از قبل انتخاب شده به مخالفتها غلبه مىکند و ذکر مزایا به خوبى به مدیر خدمت مىکند. حرفهاى حاکى از امید و همدلى نیز همین کار را انجام مىدهند.
مدیران خوب، ارتباط برقرار کنندگان خوبى هم هستند. آنها مىدانند که صرفاً کلمات کافى نیستند. مدیران لایق و مؤثر به سوى افرادى دست دراز مىکنند که تغییر و تحول در آنها تأثیر مىگذارد. آنها همچنین پیام را در اوقات مختلف، مکانهاى مختلف و به طرق مختلف براى گروههاى مختلف تکرار مىکنند. مدیرانى که دلشان مىخواهد کلام و کار آنان به خاطر سپرده شود، با کارمندان خود در مورد خلق پیامهاى انگیزه دهندهاى که به راحتى نقل قول مىشود، کار مىکنند.
مدیران لایق تمام مبناها را پوشش مىدهند. در کتاب مدیریت افتخارآمیز (Leading honorably: 50 tips for effecting positive chang) پنجاه نکته براى رهنمود اخلاقى شما وجود دارد که به کمک آنها موفق مىشوید، به زبان مدیریتى حرف بزنید و دیگران را براى تغییر و تحول مثبت و مؤثر باانگیزه کنید.
فرض کنید شما سالى دو هفته مرخصى دارید. با این حساب یک سال با ارزش فرصتهاى مدیریتى در اختیار دارید. بنابراین نهایت استفاده را از آن ببرید و به خودتان هم نفع برسانید.
4 هدف مارلین کاروسلی (Marlene Caroselli) از نوشتن کتاب مدیریت افتخارآمیز به ترتیب زیر است:
1) آموزش تکنیکهایی به منظور ایجاد هماهنگی در مهارت مدیریتی و موارد مطابق با اصول و مقررات حرفهای.
2) کنکاش و بررسی نتایج پربار همه جانبه برای مجامع دور و نزدیک.
3) ارائه مهارتهای ارتباطی برای مدیران لایق و برجسته.
4) اثبات ایجاد انگیزه در دیگران با هدف تأثیرگذاری تحول مثبت.
در بخشی از کتاب مدیریت افتخارآمیز میخوانید:
شما در یک روز عادى سر کار، احتمالاً گله و شکایاتى مىشنوید. به آنها گوش فرا دهید، چون هر کدامشان براى مدیر یک فرصت به حساب مىآید. متفکران کوچک خود را درگیر غرولند و شکایت مىکنند. متفکران بزرگ فراتر از منابع غرولندهاى زودگذر حرکت مىکنند و راهى براى پیشرفت موقعیت مییابند.
فرض کنید همکارتان به شما گله مىکند که کار کسل کننده است. شما مىتوانید با او همدردى کنید و سپس با این ادعا که کار شما از کار او کسل کنندهتر است، با او همدل شوید. اما چنین اقدامى موجب تضعیف روحیه در اراده مىشود.
راه چاره این است که در مورد گله و غرولند اقدامى کنید. مثلاً مىتوانید یک برنامهى رسمى و کوتاه آموزشى که مقدارى از جنبههاى کارى خودتان را به دیگرى یاد دهد، ترتیب دهید. حالا دو نفرى که قبلاً احساس ملالت مىکردند، کمتر ملالت دارند و دو برنده به حساب مىآیند. اما برندهى سوم، البته سازمان است. اگر فردى به دلیل بیمارى یا در اثر کثرت کار نتواند در روزى به خصوص کار کند، فردى دیگر دقیقاً مىداند چگونه کار او را انجام دهد.
و اما مثالى دیگر: بر فرض کسى گله کند که میزان زیادى پول خرد در کیف پولش دارد که آن را سنگین کرده است. شما مىتوانید پول خرد این فرد و سایر همکاران را جمع کنید. و اگر میزان آن به پنج دلار برسد، مىتوانید با همین پول سرپرستى کودکى یتیم را در کشورى عقب افتاده به عهده بگیرید. برندگان پول خرد جمع شده تمام افرادى هستند که بابت سنگینى پول خرد در کیف پولشان گله کرده بودند و از همه مهمتر، بچهاى که زندگى او با همین پول ناچیز دگرگون مىشود.
بله






















