

برای شنیدن کتاب صوتی هانسل و گرتل و جوجه اردک زشت و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب صوتی هانسل و گرتل و جوجه اردک زشت
کتاب صوتی هانسل و گرتل و جوجه اردک زشت اثر هیلری رابینسن، دربارهی خواهر و برادری به نامهای هانسل و گرتل است که در خانهی کوچکی درون جنگلی بزرگ با خانوادهشان زندگی میکردند.
در یک صبحِ آفتابی گرتل به هانسل گفت: «هیچ غذایی در خانه نیست، پدر هم به چوب احتیاج دارد بیا به روستای کنار رودخانه برویم تا چیزهایی که داریم را بفروشیم و به جایش غذا بخریم.»
آنها به راه افتادند. هانسل، مسیری که از آن رد شدند را با سنگهای کوچک نشانهگذاری کرد تا موقع برگشتن بتوانند راه را پیدا کنند. به محض اینکه به رودخانهی کنار روستا رسیدن اردک کوچولویی را در آب دیدند که با ناراحتی کواک کواک میکرد…
فهرست مطالب کتاب صوتی
مشخصات کتاب صوتی
| نام کتاب | کتاب صوتی هانسل و گرتل و جوجه اردک زشت |
| نویسنده | هیلاری رابینسون |
| مترجم | غزل قنبرزاده |
| گوینده | مهرانه امروانی، عادله نهاوندیان |
| ناشر صوتی | آوارسا |
| سال انتشار | ۱۳۹۷ |
| فرمت کتاب | MP3 |
| مدت | ۶ دقیقه |
| زبان | فارسی |
| قیمت کتاب صوتی | رایگان |
| موضوع کتاب | کتابهای صوتی داستان آموزنده کودک کتابهای صوتی کودک 3 تا 5 سال کتابهای صوتی کودک 6 تا 8 سال |
نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی هانسل و گرتل و جوجه اردک زشت
داستان از جایی شروع شد که هانسل به خواهرش پیشنهاد میدهد کمی وسیله که در خانه دارند بفروشند و از آن گندم بخرند تا برای پدرشان آرد درست کنند، گرتل پیشنهاد برادرش را تایید کرده و همچنین از برادرش میخواد در جنگل هیزم هم جمع و
است که به روایت خواهر و برادری به نامهای هانسل و گرتل تو خونه کوچیکشون که تو یک جنگل زندگی میکردن که در یک صبحِ آفتابی گرتل به هانسل گفت: هیچ غذایی توی خونه نیست، پدر هم به چوب احتیاج داره بیا به روستای کنار رودخونه بریم تا چیزایی که داریم و بفروشیم
داستان درباره ی اینه که هانسل و گرتل در خونشون غذایی ندارن پس اونها تصمیم میگیرن که گرتل بعضی از وسایل خانه را بفروشه و هانسل کمی چوب برای گرم شدن ببره. تا اینکه اونها به یک جوجه اردک زشت میرسن و با اون صحبت می کنن و به خانه می رن. ولی روز دوم اونها گم میشن و به یه خونه ی شکلاتی میرسن
بله























