سمیه سیدیان در کتاب صوتی مامان مرغه و دو تا جوجههاش، داستان مرغی مهربان به نام مامان مرغه را به تصویر میکشد که با جوجههای خود زندگی میکند اما یک روز طوفانی میآید و خانهشان خراب میشود؛ به همین خاطر مامان مرغه مجبور میشود که به دنبال جای جدید بگردد.
خلاصه داستان کتاب صوتی مامان مرغه و دو تا جوجههاش:
مامان مرغه و دو تا جوجههای کوچک و خوشگلش را زیر بالهایش گرفت و از این طرف حیاط به آن طرف حیاط رفت. چون وقتی طوفان شدید اومد، خانه کوچک و زیبای آنها از بین رفته بود و خراب شده بود. برای همین مامان مرغه نمیدانست که با بچههایش کجا برود و زندگی کند.
جوجه نوک قرمز و جوجه لپ طلا جیک جیک کنان به مادرشان گفتند: مامان مرغه چه اتفاقی برای خونهمون افتاده؟ مامان مرغه از روی ناراحتی آهی کشید و به اطراف حیاط نگاه کرد تا شاید خانهای پیدا کند و ناگهان به سمت درختی دوید و یک سوراخ بزرگ به چشمش خورد. جوجهها را صدا کرد و گفت: آهان یه خونه تازه پیدا کردم!
سمیه سیدیان را بیشتر بشناسیم:
یکی از زنان نویسنده موفق در حوزه کودک و نوجوان، سمیه سیدیان متولد سال 1360 است که کار خود را به صورت حرفهای از سال 1389 آغاز کرد و تاکنون علاه بر نوشتن داستان کوتاه و انتشار آن در مجلات مختلفی همچون کافه داستان و چوک، داستان کوتاه خال پیس را به زبانهای فرانسوی، اسپانیایی، عربی و انگلیسی منتشر کرده است.
او برای آثار متنوع خود از سوی مراکز مختلف فرهنگی و هنری تقدیر شده که عبارتند از:
- تقدیر از داستان کوتاه «سایه بهار نارنج» در ششمین جشنواره داستان یوسف، سال 93
- تقدیر از داستان کوتاه «سردار» توسط اداره کل کتابخانههای استان البرز در حوزه دفاع مقدس / خرداد 91
- تقدیر از داستان کوتاه «سردار» در هفتمین جشنواره داستان بسیج هنرمندان استان البرز، شهریور 91
کتاب صوتی مامان مرغه و دو تا جوجههاش برای چه کودکانی مناسب است؟
این کتاب شیرین و دوست داشتنی به کودکان 3 تا 5 سال پیشنهاد میشود.
در بخشی کتاب صوتی مامان مرغه و دو تا جوجههاش میشنویم:
مامان مرغه دست کشید به پرهای لپ طلا و گفت: چرا خونه داشتم، لونه داشتم اما باد اومد، طوفان اومد و خراب شد. مامان مرغه ناراحت شد. هنوز خونهی خوبی پیدا نکرده بود. حالا باید با دوتا جوجهی ریزه میزه میرفت و دوباره همه جا رو برای یه خونه کوچیک میگشت. لپ طلا و نوک قرمز به مامان مرغه گفتند: پس خونهی ما چیشد؟ مامان مرغه هم آهی کشید و گفت: طوفان اومد، باد اومد، خونهمون خراب شد.
مامان مرغه با جوجهها تند تند از این طرف حیاط رفت به اون طرف حیاط، تا یک خونه پیدا کنه.
بله





















