کتاب زبان آرکائیک در نمایشنامههای بهرام بیضایی نوشتهی ایرج افشاری اصل، به بررسی زبان باستانی در آثار استاد تئاتر ایران میپردازد.
اهمیت زبان تا جایی است که میتوان از آن به وجه تمایز انسان و حیوان یاد کرد. در تفاوت انسان و حیوان سنجههای متفاوت و نظریات مختلفی وجود دارد، از جمله "انسان حیوانی است که قدرت خندیدن دارد" یا" انسان حیوانی سیاستمدار است" یا "انسان حیوان اندیشمند و متفکر است"؛ اما شاید به خاطر تعصب به امر زبانشناسی هم که شده باشد، انسان را "حیوانی که دارای دستگاه ساختمند زبانی است" تلقی کرد. هر چند بعضی حیوانات از قبیل دلفینها و میمونها و گاهاً حشراتی همچون زنبور هم دارای زبان هستند، اما زبان آنها محدود است.
فلاسفه از زمان یونان باستان به این سو بالاتفاق زبان را مهمترین وجه تمایز انسان از حیوان دانستهاند. چرا که «زبان ساختاری است که فکرکردن را میسر میسازد. فکر کردن، محصول ساختاری است که در کنش متقابل بین توابع انسان (که در فرهنگ قرار دارند) و محیط (طبیعت) که موضوع فکرکردن است به وجود میآید.
زبان در آثار بیضایی شاید مهمترین مؤلفه و خصیصهی دراماتیک باشد. نویسنده در این کتاب ابتدا به طور تخصصی به مقولهی زبان پرداخته و کارکردهای زبان را ذکر کرده و پس از معرفی فعالیتهای استاد بیضایی، چهار نمایشنامهی او را که در قلمرو زبان باستانی به نگارش درآمدهاند را زبانپژوهی کرده است.
ظرفیتهای زبان آرکائیک به ویژه زبان فارسی به خوبی در این اثر استخراج شده و در مرحلهی پایانی چهار نمایشنامهی "مرگ یزدگرد"، "اژدهاک"، "آرش" و "کارنامهی بندار بیدخش" با دقت تحقیق و در نهایت ظرفیتهای دراماتیک زبان باستانی در این آثار مورد پژوهش قرار گرفته است.
در پایان سه مصاحبه با اساتید صاحب نظر تئاتر، "بهرام بیضایی"، "دکتر فرزان سجودی" و "دکتر حمید امجد" توسط پژوهشگر صورت گرفته که نقاط مبهم و تاریک موضوع تحقیق را روشن ساخته و به عنوان مکمل پژوهش کارساز شده است.
در کل پژوهش حاضر اثری پرزحمت، علمی و حساب شده و در حوزهی تئاتر و ادبیات کاربردی و مؤثر است. مطالعهی این پژوهش به همهی هنرمندان به ویژه فعالان عرصهی تئاتر و خاصه پژوهشگران توصیه میشود که خوانش آن قطع یقین در نگاهشان به این ساحت و عرصه ثمربخش خواهد بود.
در بخشی از کتاب زبان آرکائیک در نمایشنامههای بهرام بیضایی میخوانیم:
بیشک بهرام بیضایی ایرانیترین نمایشنامهنویس ایرانی است که با عناصر نمایشهای ایرانی، آثارش را پیریزی میکند و در این بین عنصری که بیش از دیگر عناصر نمایشهای ایرانی آثارش را پی میافکند و در این بین عنصری که بیش از دیگر عناصر نمود پیدا میکند عنصر زبان است. زبانی که ریشه در تاریخ و فرهنگ این مرز و بوم دارد. زبان در آثار او علاوه بر این که در روساخت کارکردهایی همچون کمک به فرم، انتقال اطلاعات، پیشبرد قصه، ایجاد ریتم، پرداخت به مسائل استتیک و جنبههای زیبایی شناسانهی اثر و... دارد.
در عین حال در زیرساخت از طریق چراغهای خاموش متن جان مایهی اثر را شکل میبخشد و مسائل تاریخی، سیاسی و فرهنگی ایران زمین را با رنگ و بوی شرقی خود از لابیرنتها و هزار توهای پیچ در پیچ بر گردهی زبان خلاق خود سوار میکند تا حامل اندیشههای او از دل تاریخ باشد و نباید فراموش کنیم که این اتفاق در مشرق زمین میافتد؛ و بیضایی از شرق برمیخیزد. به قول «سیدنی اسمیت» یکی از اندیشمندان معاصر غرب: «هر قدر در غرب بیشتر پوییدم این اعتقاد در من راسختر شد که انسانهای فرزانه از شرق برخاستهاند.» (لوریا، 46:1368)
ساموئل خاچیکیان که دو کارگردان مطرح سینمای ایران، مسعود کیمیایی و بهرام بیضایی در کنار او فیلمسازی را تجربه و با عنوان دستیار با وی همکاری کردهاند، در اواخر عمر خود نظر خود را درباره دو فیلمساز ایرانی چنین ابراز کرده است که: «مسعود کیمیایی فیلمسازی خوش ساخت و بهرام بیضایی فیلمسازی خوش فکر است.» البته در قلمرو تئاتر، بیضایی هم خوش فکر است و هم خوش تکنیک.
بله






















