کتاب سیری در رسالههای موسیقایی نوشتهی حسین محمدزاده صدیق به معرفی اجمالی رسالههای علمی و فنی موسیقی فارسی دوره اسلامی با نگاهی گذرا به نخستین رسالات عربی موسیقایی و اشارتی به برخی آثار ترکی فارسی نگاران میپردازد.
کتاب در دو بخش اصلی معرفی رسالههای عربی و فارسی و گزیدههای متون رسالههای موسیقایی فارسی و دو بخش ضمیمه تدوین شده است و با توجه به گنجایش کتاب در هر بخش همه آنچه لازمه دانستن است، به ایجاز و اختصار بیان شده است. بخش ضمیمه نخست متن مصاحبهای است که پس از تکثیر درسنامه در سال 1378 در مطبوعات چاپ شده و بخش ضمیمه دوم متن مثنوی هفت جام اثر ملا محمد بن سلیمان فضولی شاعر و موسیقیشناس سده دهم را تشکیل میدهد که از چاپ انتقادی دیوان وی برداشته شده است.
در این مثنوی در 317 بیت لطائف عرفانی به زبان آلات موسیقایی تبیین شده است. در این کتاب صناعت موسیقی در هفت بخش، دستهبندی مطالب رسالههای موسیقایی، سبک شناسی نثر رسالههای موسیقایی، رسالههای عربی موسیقایی، رسالههای فارسی موسیقایی، مصاحبه، گزیدههای متون رسالههای موسیقایی فارسی، پیوست و افزودهها گنجانده شده است. این کتاب در اصل با محتوایی درسی، برای دانشجویان دانشگاههای هنر و دلبستگان و کاوشگران متن شناسی آثار مکتوب تاریخ موسیقی پژوهشی تالیف شده است.
در قسمتی از کتاب سیری در رسالههای موسیقایی میخوانید:
موسیقی، صناعتی است مرکب از جسمانی و روحانی، و تألیف غناء و الحان از وی است. هر صناعتی که به دست مردم کرده میشود، هیولی و اشکال او جسمانی باشد الّا صناعات موسیقی که موضع آن، جواهر روحانی است و آن نفوسِ سمع است، و تأثیرات او، جمله روحانی است و نفس به سبب او حرکت کند بدان جهت که موسیقار باشد.
و اصل این مطلب از سخنهای مسجّع نهادند تا به روزگاری که شعر گفتن بسیار شد. پس وزنهای شعر مقطّع به اصل موسیقی کردند و بر آن غناء کردند و بنای تألیفهای ضرب و نقرت و ایقاع بر آن نهادند، و تأثیر او در نفس مردم ظاهر است و مبیّن، چنانک گویند: در دو قبیله، دو مرد را خصومتی عظیم خاست به سبب خونی که میان ایشان بود و هیچ کس ایشان را صلح نمیتوانست دادن. یکی از اهلِ فضل دعوی کرد که من ایشان را صلح دهم؛ چنانک هیچ کس در میان نبود. چون این دعوی کرد، اهل هر دو قبیله را حاضر کرد و شراب پیش آورد. چون شراب در هر دو شخص اثر کرد، این مرد مدّعی، سازی بیرون آورد و نوایی بزد که از بهر این کار ساخته بود، چون به میانهی نوا رسید در هیچ کس در آن مجلس غضب نماند؛ خاصه در آن هر دو شخص، چنانک گریستن بدیشان افتاد و برخاستند بیآنک کسی گفت، و یکدیگر را در آغوش گرفتند و صلح کردند و آن شخصی را که این ساز ساخته بود، حرمتی عظیم پدید آمد.
بله

















