کتاب داستانهایى از لطف خدا، یا، جلوههایى از رحمت حق نوشتهی مهدی صاحب هنر، مجموعهایست از 86 داستان با لحنی شیوا، که حکایتهایی از لطف بیکران الهی را از منابع معتبر جمعآوری کرده است تا شاید چراغی فرا روی پویندگان راه حق و تشنگان محبت و لطف خداوند باشد.
از مصادیق بارز توفیق الهی به عنوان یگانه عاملی که بتواند در سازندگی روح و صفای باطن موثر واقع شود، درک محبت و مشاهده جلوههای لطف الهی است که راز همه جهشها و موفقیتهای رجال بزرگ آسمانی در همین امر نهفته است.
در بخشی از کتاب داستانهایى از لطف خدا، یا، جلوههایى از رحمت حق میخوانیم:
جوان گنهکارى خدمت پیامبر گرامى اسلام (ص) آمد و عرض کرد: «یا رسولاللّه! من گنهکارم، براى من طلب آمرزش کن تا خداوند مرا بیامرزد.» آن بزرگوار براى او طلب آمرزش کردند؛ خدا او را آمرزید. آن جوان رفت و بعد از مدّتى بازگشت. عرض کرد: «یا رسولاللّه! دوباره مرتکب گناه شدم براى من، طلب بخشش کن تا خدا مرا عفو نماید.» پیامبر اکرم (ص) باز براى او طلب بخشش نمود؛ خدا هم او را بخشید.
جوان براى سوّمین بار خدمت حضرت رسید و اظهار ندامت و پشیمانى کرد و عرض کرد: «اى رسول خدا! شرمنده و روسیاه هستم؛ باز معصیت خدا نمودم؛ این بار هم براى من از خدا طلب مغفرت بنما تا خداوند مرا ببخشد.» پیامبر اسلام (ص) براى سوّمین بار براى او استغفار کرد و خداى متعال دوباره او را مورد بخشش قرار داد. جوان بىچاره دفعهى چهارم که آمد، حضرت به او فرمود: «اى جوان! سه نوبت معصیت کردى و آمدى؛ من براى تو طلب آمرزش کردم، ولى توبهى خود را شکستى؛ امّا این بار از خداوند شرم دارم که براى تو طلب آمرزش کنم.»
آن جوان با دلى شکسته و چشمانى اشکبار از خدمت آن حضرت بیرون آمد و سر به صحرا گذارد. جبرئیل (ع) نازل شد و عرض کرد: یا رسولاللّه! خداوند تو را سلام مىرساند و مىفرماید: «بندگان مرا تو خلق کردهاى یا من؟» فرمود: خدا! عرض کرد: خداوند مىفرماید: «بندگان مرا تو روزى مىدهى یامن؟» فرمود: خداوند عالم! عرض کرد: خداوند مىفرماید: «بندگان من، معصیت مرا مىکنند یا معصیت تو را؟» فرمود: معصیت خداوند را، جبرئیل (ع) عرض کرد: خداوند مىفرماید: «بندگان مرا، آیا تو مىآمرزى یا من؟» فرمود: خداى متعال، عرض کرد: خدا مىفرماید: «پس چرا بندهى مرا دل شکسته نمودى مگر نمىدانى من ارحمالرّاحمین هستم و دوست دارم آمرزش بندگان را؟ یا احمد! برخیز و به صحرا برو، آن جوان سر بر روى خاک گذارده، سر او را از روى خاک بردار و او را مژده به آمرزش ما بده.»
بله


















پر از داستانهای واقعی هست که کمک و مرحمت خدا تو صدا شدیدترین شرایط شامل حالشون شده
و با خواندن این کتاب واقعا انسان ارامش پیدا میکنه که چقدر خدا مهربونه