کتاب رازهایی که باید گفته شوند (تریبون فوتبال)، بیست و سه روایت متفاوت از زندگی بازیکنان و مربیان فوتبال است که به قلم خودشان نوشته شده و در آن تمام دغدغهها، غمها و شادیهایشان را از کودکی تاکنون به اشتراک گذاشتهاند؛ داستانهایی که به قلب شما نفوذ خواهند کرد و الهامبخش خواهند شد.
شاید پیشتر بیوگرافی شخصیتهای بزرگ دنیای فوتبال را خوانده باشید، اما برای اولینبار در کتاب رازهایی که باید گفته شوند (The secrets To be told) قرار است از زبان خود بازیکنان و مربیان، سختیهای زندگیشان را حس کنید. افرادی که در فوتبال امروز، الگوی بسیاری از جوانان محسوب میشوند. در این مجموعه که از داستانهای جذاب و هیجانانگیز تشکیل شده است، میتوانید قهرمانان دنیای خود را از نزدیک بشناسید. برای یک ماجراجویی پر رمز و راز، آماده باشید.
در بخشی از کتاب رازهایی که باید گفته شوند میخوانیم:
لحظاتی در زندگیتان وجود دارند که واقعا به سرنوشت ایمان میآورید. اینها چیزی نیستند که در تیر روزنامهها میخوانیم. تیتر روزنامهها ساده هستند، درست مثل زندگی که مهمترین اتفاقات در سادهترین لایههای باورها رخ میدهند. برای مثال انسانها اغلب از من میپرسند بازی در کنار مسی چه حسی دارد. خب بارها گفتهام «مسی یک فضایی است». او متعلق به این کره نیست. او یکی از بازیکنانی است که 13 سال قبل هم در کنارش بازی میکردم و همیشه میگفتم «اوه این پسر انگار معلق به این دنیا نیست. او یک قاتل است. بهترین بازیکن تاریخ. همه چیز به قدرت حمله او بستگی ندارد.
وقتی به من میگویند خاصترین چیز در خصوص مسی چیست، انتظار دارند از قدرت دریبل زنی و برهم ریختن مدافعان بگویم. باور کنید از این دست داستانها زیاد دارم. میدانید کی متوجه میشوم او متعلق به این زمین نیست؟ وقتی او توپ را در اختیار ندارد. شما از طریق تلویزیون، او را در زمین نمیبینید، اما من میبینم. باید قیافهاش را برای به دست آوردن توپ ببینید. این عطش را در چشمان هیچ فوتبالیست دیگری ندیده ام. همین باعث میشود او بهترین باشد. شاید این حرفم مناسب تیتر شما نباشد، اما وقتی به جادوی مسی فکر میکنم، میفهمم نمیتوان این چیزها را در کلیپهای یوتیوب پیدا کرد.
باید آن انعکاس بزرگ را در چشمانش ببینید. برای توصیف بزرگی مسی، باید پنج هزار کلمه به کار ببرم که وقت نداریم. شاید در یک یادداشت دیگر. اگر شما در بارسلونا به تلویزیون نگاه کنید، میبینید که میگویند در مادرید سعی در شورش علیه این شهر دارند و اگر در مادرید به برنامههای تلویزیونی نگاه کنید، میگویند در بارسلونا همه به دنبال تخریب کشور هستند. بر اساس برنامههای تلویزیون، همه انسانها بد هستند. در تیم ملی ما هیچوقت در مورد سیاست حرف نمیزنیم. به حدی مشغول کری خواندن برای بازیکنان رئال هستم که وقتی برای این کارها نداشته باشم. آنها هم فقط به من در مورد داوری اعتراض میکنند!
اکثر عمرم را با فوتبال بازی کردن گذراندهام و حالا 31 سال دارم. همیشه میگفتم در 30 سالگی بازنشسته خواهم شد. میدانید چه باعث میشود به بازی ادامه دهم؟ عطش برای شناخت نابغههایی چون پویول، نیمار، مسی و روی کین (درست است که نزدیک بود مرا بکشد). در پایان میگویم، فوتبال یک سفر طولانی است. میبری، میبازی، خجالت زده میشوی، اشتباه میکنی، میخندی، گریه میکنی، کارهای احمقانه میکنی (مثلا موتور سیکلت کمک مربی تیم را میسوزانی. البته باید قبلش یکی بخری. این داستان را یک جای دیگر تعریف خواهم کرد.)
بله













