کتاب تأثیر توافق هستهای (برجام) بر سیاست خاورمیانهای ایران و ترکیه تألیف محسن شاکری، نتایج سیاسی یکی از طولانیترین مذاکرات در سطح جهانی که به طور هم زمان بین چند کشور عمدهی اروپایی برگزار شد را بررسی میکند.
سیاست خارجی کشورها نشان دهندهی اهدافی است که دولتها در عرصهی خارجی در پی دستیابی به آن هستند. کشور ایران و ترکیه در منطقهی خاورمیانه براساس منافع متقابل هم شریک و هم رقیب هستند. پس از برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) و رفع تحریمهای غرب، ایران به دنبال منافع اقتصادی و سیاسی گسترده در منطقه خاورمیانه است.
ایران با کشور ترکیه از لحاظ اقتصادی حجم تجاری بسیار بالایی داشته و از لحاظ سیاسی مبارزه با ترورسیم و جلوگیری از تشکیل کردستان واحد را میتوان برشمرد که به صورت شریک در منطقه خاورمیانه همکاری داشتهاند. دو کشور در مواردی مانند بحران سوریه به صورت رقیب جدی علیه یکدیگر هستند. کشور ترکیه خواهان کنارهگیری حکومت بشار اسد از قدرت میباشد و ایران همه جانبه از دولت سوریه حمایت میکند و خواهان ماندن حکومت بشار اسد در قدرت میباشد. این کتاب در صدد است به این سوال پاسخ دهد که برجام چه تأثیری بر سیاست خاورمیانهای ایران و ترکیه خواهد گذاشت؟
مذاکرات مربوط به برنامهی هستهای ایران بدون شک یکی از طولانیترین مذاکراتی بوده است که در سطح جهانی، به طور هم زمان بین چند کشور عمدهی اروپایی، اعضای دائم شورای امنیت و ایران برگزار و پس از هر دور ادامه مذاکرات به مرحلهی بعد موکول شده است. طولانیتر شدن این مذاکرات باعث افزایش نگرانی طرفین و حضور نیروها و بازیگران دیگر به عرصهی روابط طرفین و سیاست خارجی آنها شده است.
با علنی شدن برنامهی هستهای ایران بسیاری از کشورهای اروپایی به مخالفت با این برنامه پرداختند و از سوی دیگر مخالفان برنامه هستهای چه در سطح داخلی و رقبای منطقهای جمهوری اسلامی و اسراییل و ایالات متحدهی آمریکا، در تقویت موضع اتحادیهی اروپا نسبت به کنترل برنامه هسته ای ایران نقش داشتند. راهبرد اساسی اتحادیهی اروپا در قبال برنامه هستهای جمهوری اسلامی، جلوگیری از دستیابی احتمالی ایران به توانایی تولید تسلیحات اتمی است و از ابزارهای لازم از قبیل تحریم و مذاکره و تقویت رقبای ایران هم زمان بهره میگیرد.
بخشی از سیاستگذاری خارجی این اتحادیه تحت تأثیر روابط ایران با کشورهای چین، روسیه و حتی تقابل یا تعامل احتمالی ایران با ایالات متحدهی آمریکا در میان مدت تغییر یافته است اما تدوین استراتژی راهبردی این قاره در قبال جمهوری اسلامی با حل مسأله هستهای پیوند خورده است.
ایران نیز با رد هرگونه برنامه غیر صلحآمیز هستهای برحق استفادهی مسالمتآمیز از انرژی هستهای تأکید دارد. تقابل این دو دیدگاه در طولانی مدت باعث واگرایی منافع امنیتی و اقتصادی ایران و اروپا نسبت به هم دیگر شده است و با تغییر در دیدگاهها، سیاست خارجی طرفین نیز تغییر یافته و ظهور و دخالت بازیگران جدید منطقهای و بینالمللی در صحنهی سیاست خارجی دو طرف، واگرایی ایران و اروپا را تشدید کرده است.
در بخشی از کتاب تأثیر توافق هستهای (برجام) بر سیاست خاورمیانهای ایران و ترکیه میخوانیم:
توافق هستهای میان جمهوری اسلامی ایران و گروه 1+5، موسوم به برجام و اجرایی شدن آن دارای پیامدهای منطقهای مختلفی برای سیاست خارجی جمهوری اسلامی بوده است. اما سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال تحولات منطقه، مانند سایر کشورها تحت تأثیر عوامل، زمینهها و متغیرها در دو سطح درونی و بیرونی قرار دارد.
با وجود دیدگاههای مختلف در خصوص عوامل تعیین کننده سیاست خارجی به طور کلی و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به طور خاص، امروزه تقریباً نوعی اجماع و اتفاق نظر درباره نقش ویژگیها و متغیرهای جامعه داخلی و محیط خارجی در شکل دهی به سیاست خارجی وجود دارد. از همین روی است که میتوان گفت؛ سیاست خارجی کشورها نشان دهنده اهدافی است که دولتها در عرصه خارجی در پی دستیابی به آن هستند. اهداف و منافع ملی کشورها در فرایند تصمیم گیری و بر اساس ارزشها و باورهای ملی و درک تصمیم گیرندگان از آنها تعیین میشود و ابزارها و امکانات برای تأمین آنها مد نظر قرار میگیرد. (یزدان فام، 22:1387)
جدا از روند مذاکرات هستهای منتهی به برجام و ارزیابی متن محور برجام و قضاوت درباره دستاوردهای آن پیامدهای برجام در سطوح مختلف داخلی منطقهای و بین المللی قابل تأمل و بررسی است. مطالعه تحلیلها و برداشتهای پژوهشگران اروپایی و آمریکایی درباره پیامدهای برجام بر سیاست خارجی ایران در خاورمیانه روایتگر شکلگیری روندهای جدیدی از سیاست منطقهای ایران است که از تاثیر و جایگاه مهمی در بسیاری از تحولات کشورهای منطقه دارد.
بله

















