کتاب پرده پاییز خاطراتانگیز، تالیف میثم نصیری، دربردارندۀ اشعاری از مولانا، حافظ، صائب تبریزی، بیدل دهلوی، باباطاهر عریان، محمدحسین شهریار و سیمین بهبهانی است.
آدمی از رهگذر ادبیات احساسات، دانشها، آگاهیها و مکنونات درونی خود را به دیگران رسانده، از لغزش در رفتار و گفتار کاسته و به سوی کمالجویی گام برداشته است. ادبیات، ما را با کسانی در روزگاران سپری شده پیوند میدهد که سوداها به سر داشتهاند، لذتها بردهاند و رؤیاها پروردهاند. با مطالعهٔ متون ادبی، به شهودها، تخیلها و عاطفههایمان توجه و آنها را مکمل تفکر و خردورزیمان میکنیم؛ زندگی را جور دیگر و زیباتری میبینیم و با استفاده از آموختههایمان، روش و سلوک زندگیمان را تقویت میکنیم. ادبیات روح جامعه را پویا و متحرک میکند و زندگی معنوی در سایهٔ آن به بالندگی و پویایی میرسد.
در کتاب پرده پاییز خاطرات انگیز (Memorable Autumn) در مییابیم که شعر یک بیان ادبی است که با خواندن آن با اصالت و فرهنگ خود آشنا میشویم. شهودی و تخیلی و زبان آن موجز است و از این رو از زبان نثر مؤثرتر و جذابتر است. در شعر کهن فارسی به ویژگیهایی چون وزن و قافیه، روایتگری، توصیف و تشبیه برمیخوریم. این شعر عصارهای از هویت ملی و حافظهٔ فرهنگی سرزمین ایران است. امروزه که از طبیعت دور افتادهایم و در میان روابط خشک و سبک زندگی ماشینی گرفتار شدهایم، بد نیست گاهی با شعر، در لابهلای این جریان پرشتاب و پر هیاهو مکث و درنگ کنیم.
امروز، فضای ذهنی و عینی انسان با حضور تلویزیون، ماهواره، اینترنت و سینما نسبت به گذشته بصریتر شده است. میثم نصیری کوشیده شعر کلاسیک و هنر کهن خوشنویسی را با عکاسی که فن یا هنری معاصر و مدرن است، همنشین کند تا اثری روزآمد برای بهره بردن مخاطب پدید آید.
در بخشی از کتاب پرده پاییز خاطرات انگیز میخوانیم:
به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست
که مونس دم صبحم دعای دولت توست
سرشک من که ز طوفان نوح دست برد
ز لوح سینه نیارست نقش مهر تو شست
بکن معاملهای وین دل شکسته بخر
که با شکستگی ارزد به صد هزار درست
زبان مور به آصف دراز گشت و رواست
که خواجه خاتم جم یاوه کرد و بازنجست
دلا طمع مبر از لطف بینهایت دوست
چو لاف عشق زدی سر بباز چابک و چست
به صدق کوش که خورشید زاید از نفست
که از دروغ سیه روی گشت صبح نخست
شدم ز دست تو شیدای کوه و دشت و هنوز
نمیکنی به ترحم نطاق سلسله سست
مرنج حافظ و از دلبران حفاظ مجوی
گناه باغ چه باشد چو این گیاه نرست
بله












