کتاب همه ساعتهای جهان خوابند، اولین تجربه علیرضا آقائی راد در عرصه رماننویسی است. نویسنده سابقهای طولانی در عرصه روزنامهنگاری دارد و به مدت 17 سال با نشریات مختلف، سایتهای خبری و خبرگزاریهای کشور همکاری داشته است.
از دیگر فعالیتهای این نویسنده و روزنامهنگار میتوان به تدریس داستاننویسی، نمایشنامهنویسی و مبانی روزنامهنگاری و همچنین همکاری با گروه نمایش رادیو به عنوان نویسنده اشاره داشت.
از آثار وی میتوان به مجموعه داستان «سوپرمنها پشت خاکریز کرخه» و پژوهشی در باب آیینهای بارانخواهی در ایران و نقاط جهان به نام «در تمنای باران» اشاره کرد.
در بخشی از کتاب همه ساعتهای جهان خوابند میخوانیم:
تصور کن اینها همه خواب باشد و تو از پس کابوسی چنین دراز، بیدار شوی، با پشت دست عرق پیشانیات را پاک کنی و نفسی به راحتی بکشی. تصور کن اینها میتوانست خواب باشد. آن وقت آیا تو، خوشبختتر از حالا بودی؟! خوشبختتر از همین لحظهی پوچ و سردرگم که نشستهای روی مبل قرمز و مشکی همان کافهی آشنا و داری همراه صدای گیتار نوازندهی جوان، تمام این اتفاقات را یک بار دیگر در ذهنت مرور میکنی؟! فکر کن.
راستی چه فرقی میکند؟! اصلا شاید همین زندگی، همین رفتنها، آمدنها، همین هیاهوی پر قیل و قال سرسام آور، همین دور تکراری که ما نامش را زندگی گذاشتهایم، یک خواب طولانی باشد. خوابی به درازای عمر بشریت و یکی در ازل، ساعتی را روی زمانی مشخص کوک کرده تا ما، همهی ما، در لحظهای معین با صدای زنگش از خواب بیدار شویم، و به فراخور آن چه در این خواب دیدهایم، یا با لبخندی روشن، به بدنمان کش و قوس دهیم و چشم بر روزی تازه باز کنیم، و یا پریشان از خواب آشفتهمان، در حالی که نفس نفس میزنیم، کورمال کورمال دنبال کلید چراغ خواب کنار تختمان بگردیم تا در پناه نور کم رمقش، جدا شویم از جهان کابوس.
باور کن اصلا اهمیت ندارد ما از کدام دسته باشیم. آنچه مهم است، این است که آنی که ساعت بیدار باش جهان را با دستهای سالخورده و پینه بستهاش کوک کرده، آنقدر چشمانش سو نداشته تا ببیند و متوجه شود که ساعتش خواب است. خوابی به بلندای عمر جهان. خوابی که جهان را در خواب طولانی و ابدیاش باقی خواهد گذاشت. همهی ساعتهای جهان خوابند. خوش و ناخوشش بسته به ماست. من و تویی که داریم در این خواب بلند و ازلی، ابدی، دست و پا میزنیم رویا یا کابوسی به نام زندگی را. سهم یکی این و سهم دیگری آن.
بله

















