در کتاب آرمگدون نوشته محمود نجیری تلاش شده، به واقعیت و حقیقت عقیده صهیونیستی آرمگدون و چارچوب تئوریک نئوصهیونیستها و تأثیر آن بر سیاست آمریکا و رابطهاش با رؤیای یهود، جهت حاکمیت بر جهان و اتحاد ایشان با صهیونیستهای مؤمن به آرمگدون پرداخته شده و جایگاه قدس را در برنامه این افراد برای فرجام جهان تبیین نمود.
هدف ما از بیان این مطالب، دعوت مسیحیان جهان به تأمل در خطر این عقیده مزورانه صهیونیستی، برای تمام انسانها است و از ایشان میخواهیم، با همه اندیشمندان جهان متحد شوند تا به مقابله با دعوتهایی بپردازند که مروج نفرت، ویرانی و نابودی، تکبر و غرور و برتری یک فرد بر سایر افراد به نام دین است و گفتوگوها و همزیستی مسالمتآمیز انسانها را با افکار شوم این گروه جایگزین کنند تا انسان به سعادت دست یابد و جهان بهترین جایگاه، برای مؤمنان به خدا و پیشگوییهای آنها باشد و فرزندانمان نیز از آن بیبهرهمند شوند.
از آرمگدون، در قرآن و سنت، سخنی به میان نیامده و از پیشوایان ما نیز مطلبی در این باره نقل نشده است. این عقیده، بخشی از اعتقادات بنیادگرایان انجلیی آمریکاست که یک پنجم آمریکاییها را تشکیل میدهند و مسیحیت را با صهیونیسم در آمیختهاند و اعتقاد دارند، برای بازگشت دوبارۀ مسیح (ع) به زمین، باید جنگ هستهای بزرگی، در جایی به نام «آرمگدون» میان اردن و فلسطین، به وقوع بپیوندد و به نابودی و تخریب اکثر شهرهای جهان انجامد. آنها معقتدند نیروی شر، بیایمان (منظور اعراب و مسلمانان) علیه اسرائیل متحد خواهند شد و ارتشی چهار صد میلیونی، دشمن مسیح، گرد خواهند آورد و با او خواهند جنگید.
در بخشی از کتاب آرمگدون میخوانید:
از زمان ظهور اسلام تا به امروز، مسلمانان برای تمام گروهها و طوایفی که در میانشان به سر میبردهاند، آزادی بیان و سایر آزادیها را تضمین کردهاند، همان گونه که از حقوق شهروندی برابر به سان سایر مسلمانان استفاده میکنند. این جاست که میتوان گفت، ما نیازمند تلاش سازمان یافته علمی هستیم تا پاسخ تبلیغات غرب را بدهیم و در این راه باید از تمام وسایل و راهها از جمله ماهوارهها و اینترنت، استفاده کنیم، این عمل صرفا یک تلاش تبلیغاتی نمیتواند باشد، بلکه باید پا را از تبلیغات سطحی فراتر نهاد و به آن، به عنوان یک طرح و برنامه سازمان یافته نگاه کرد تا حقایق را به عقل غربی بازشناساند.
بله


















