از کتاب زیر سایه ادراک اثر سعید اسکندری، به عنوان فانوسی برای پیدا کردن مسیر درست زندگی و رابطههایتان استفاده کنید. این کتاب به شما کمک میکند نگاهتان به ادراک عمیقتر و گستردهتر شود.
کتابی درباره ادراک، موضوعی که هرچقدر دربارهی آن کار شود، باز هم کم است! شاید هر نویسنده و محققی به زبان خود بتواند بخشی از شگفتی خود را دربارهی ادراک به ما منتقل کند! ما با نحوهی ادراک خود با جهان پیرامون و حتی با خودمان ارتباط برقرار میکنیم. ادراک مانند عینکی است که به چشم خودمان میزنیم و همهی پدیدهها را با آن درک میکنیم. عینکی که آنقدر به آن عادت کردهایم که گاهی یادمان میرود باید از چشم در بیاوریم و آن را پاک کنیم یا به خود آن نگاه کنیم و راجع به آن قدری بیشتر بیندیشیم. اگر با این مثال ارتباط برقرار کرده باشید، حتماً موضوع کتاب زیر سایه ادراک برای شما جذاب خواهد بود.
زیر سایه ادراک کتابی است خواندنی که فصلهای آن عنوانهای جذابی دارند. سعید اسکندری ادراک را به کودکی تشبیه کرده که نیاز به توجه و مراقبت والدین خود یعنی ما دارد! شاید مهمترین نیاز این کودک همین باشد که نویسنده قصد دارد توجه ما را به سمت آن جلب کند: اینکه ادراک را بشناسیم و اهمیت آن را جدی بگیریم! خواندن کتاب مانند یک سفر است. سفری که در آن خواننده با نویسنده همراه میشود تا چیزی بیاموزد. اکنون این شما و این کتاب «زیر سایه ادراک».
ذهن انسان همواره در پیچوخمهای پرسش و ابهام گرفتار است. از سالها پیش برای هر موضوعی آن را به کار گرفتهایم. خیلی وقتها جواب سؤالات ما را داده و گاهی هم ما را در برابر معادلات زندگی تنها رها کرده.
اما بیایید کمی تأمل کنیم که واقعاً این پدیده چیست و چطور کار میکند؟ جسمی که متشکل از مقداری گوشت و استخوان و گهگاه مایعاتی مثل خون و آب است، چطور میتواند فاصله خورشید تا زمین را اندازهگیری کند؟ درون جمجمهای به این تاریکی چه عنصری وجود دارد که نور را تعریف میکند؟
در بخشی از کتاب زیر سایه ادراک میخوانیم:
قرار گرفتن در یک چرخه از ادراکات منفی ما را به بدبختی و ویرانی میکشاند. در حالی که به راحتی میتوانیم با تغییر ادراک خود از حالت ایستا به حالت پویا دنیایی شگفتانگیز و مطلوب برای خود و دیگران خلق کنیم. تجربه یک چشمانداز منفی یا مثبت هیچ هزینهای ندارد فقط کافیست نقطهای که در آن قرار دارید را به نقطهای که مایل هستید به آنجا برسید تغییر دهید.
بله

















