جلد کتاب رمان روی بال پروانهپشت جلد کتاب رمان روی بال پروانه
۱۲۰۰۰۰ ۶۰,۰۰۰ تومان ۵۰%
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب رمان روی بال پروانهپشت جلد کتاب رمان روی بال پروانه
کتاب الکترونیک
5220 صفحه
EPUB
انتشارات پرسمان

برای شنیدن رمان روی بال پروانه و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی رمان روی بال پروانه

کتاب رمان روی بال پروانه، به ما می‌گوید باید از خواسته‌هایی که از خداوند داریم، اطمینان داشته باشیم تا اگر به خواسته‌مان رسیدیم، پشیمان نشویم. هر کسی آرزوهایش را دوست دارد و با آن زنده است، پس چرا باید آرزوی عوضی بکند؟

در بخشی از رمان روی بال پروانه نوشته‌ی علم ناز حسن زاده می‌خوانیم:

اعتراف می‌کنم، تجارب تلخ و شیرین زندگی معنی این جمله را به تلخی به من آموخت. انگار همین دیروز بود. کلاس ادبیات فارسی پشت سر هم دهن دره می‌کشیدم، شعرخوانی دبیر با صدای تودماغی‌اش کسلم می‌کرد. گرمای آفتاب ظهر از پشت پنجره روی سرم می‌زد و پلک‌هایم مست خواب روی هم می‌افتاد. خدا خدا می‌کردم هر چه زودتر زنگ تنفس را بزنند، تا آبی به صورت بزنم و خواب از چشمم بپرد.

زنگ که خورد، شتاب‌زده خود را به دستشویی رساندم، خنکی آب روی پوست صورت و لب‌هایم دلچسب بود. دوست نداشتم سر کلاس بنشینم. همان لحظه تصمیم گرفتم از مدرسه جیم بشوم. هول ناظم سختگیر را داشتم که مدام در حیاط پرسه می‌زد. گاهی از همان پشت پنجره بیرون را زیر نظر داشت، یا دم در سالن ورودی در کمین می‌ایستاد. با چشم‌های درشتش که مثل حبه انگور سیاه در حدقه می‌چرخیدند، زاغ سیاه دخترها را چوب می‌زد. بعد از خوردن زنگ تنفس پا به پا کردم که دستشویی‌ها خالی بشود، از درز درِ زنگ خورده داخل توالت تیغه دیواری را که از ساختمان دفتر جدا می‌شد‌، سایه ناظم را دیدم که در نهایت کج شد و پشت اریب دیوار از جلو چشمم محو شد...

چشمم را بستم و خود را در جایی حس کردم که همیشه از بچگی آرزویش را داشتم. در لحظه روحم را روی بال هزار رنگ پروانه حس می‌کردم، لبریز سرور و شادی، دیدن مجنون برف پوش و عاشق باغچه همسایه دانه‌های درشت برف که مثل نقل سفیدی روی سر پاشیده می‌شد. ته دلم از خدا تشکر کردم و قدرتش را در آفرینش آن همه قشنگی و دلفریبی تحسین کردم. به سال‌ها قبل برگشتم، هنوز جوان بودم و سر تا پا غرور وقتی که عاشق بودم و فکر می‌کردم همیشه عاشق خواهم ماند. دلم می‌خواهد زندگی را از صفر شروع کنم، آهنگ تولد، بزرگ شدن، شناختن رنگ و بوی عشق را، عشق ورزیدن و در نهایت زندگی را کردن را دوباره یاد بگیرم و به بچه‌هایم یاد بدهم تا چرخه زندگی در راه خود بچرخد و بذر عشق را روی زمین خدا بپروراند.

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابرمان روی بال پروانه
نویسندهعلم ناز حسن زاده
ناشر چاپیانتشارات پرسمان
سال انتشار۱۳۹۲
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات5220
زبانفارسی
شابک978-600-187-052-1
قیمت کتاب الکترونیک
۱۲۰۰۰۰ ۶۰,۰۰۰ تومان ۵۰%

موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان اجتماعی ایرانی

رمان روی بال پروانه بر اساس قرارداد رسمی با انتشارات پرسمان در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات رمان روی بال پروانه

Mansoreh Halimi
۱۳۹۶/۱۲/۲۷
زیبا و کمی تخیلی
ادامه نقد و نظرات رمان روی بال پروانه...
👋 سوالی دارید؟