کتاب مرگ سرخ (موت الاحمر) نوشتهٔ نورمحمد انصاری دربارهٔ مرگ از دیدگاه قرآن مینویسد و به ما میگوید که بر اساس متن صریح قرآن بیگمان مرگ سرانجام همه آدمیان و واقعیتی گریزناپذیر است که هر انسانی سرانجام طعم آن را خواهد چشید.
اندیشه انسان درباره هستی و نگرانی آنها به مرگ در روش زندگی آنها تأثیر به سزایی دارد برای آنان که همه هستی انسان را با مرگ پایانیافته میدانند مرگ زشت و منفور است و آنانی که مرگ را سرآغاز زندگی برتر و بهتر میدانند با گشادهرویی این سرنوشت حتمی خویش را میپذیرند و برای آنان تفاوتی ندارد که مرگ به سراغ آنان رود یا آنان به سراغ مرگ روند.
بشر در طول تاریخ واکنشهای متفاوتی در برابر مرگ نشان داده است. گاه به جستجوی راهی برای جاودانگی پرداخته و گاهی نیز مرگ را انکار کرده است؛ چرا که انسان نمیخواهد مرگ را پایان همه چیز بداند. انسان این اشرف مخلوقات نیستی را برنمیتابد. «جستجوی آب حیات و آب حیوان، آب زندگانی، نوشابه بیمرگی، آب خضر، عین الحیات، نهرالحیات، چشمهٔ زندگانی، آب زندگی و دیگر باورهایی از این دست که در میان ادیان و ملل و ادبیات کشورهای گوناگون به دید میآید جملگی از کاوشهای انسانی برای دستیابی به عمر جاویدان و گریز از مرگ حکایت میکند.»
هراس و ترس از مرگ و تلاش برای یافتن راهی برای غلبه بر آن چهار هزار سال پیش در اسطوره گیلگمش انعکاس یافته است. «چهار هزار سال پیش گیلگمش قهرمان بابلی در مرگ دوست خویش انکیدو، اندیشیده است: تاریک شدهای و صدایم را نمیشنوی بهگاه مرگ آیا من همچون انکیدو نمیشنوم؟ اندوه در قلبم راه نمیگشاید از مرگ میهراسم.»
گیلگمش کهنترین اسطوره جهان، حماسه مرگ و زندگی است و سراسر آن کاوش و جستجوی قهرمانی است برای یافتن راهی در مسیر غلبه بر مرگ یا کشف راز و رمز آن و تلاشی است برای بیمرگی و حیات جاودانه و تلاشی که در فرجام به ناکامی منجر میشود. «در حماسه گیلگمش قدیمترین تفکرات فلسفی، اندیشیدن به راز مرگ و زندگی، به نمایش گذارده شده است.» «و از نخستین تفکرات فلسفی در باب مرگ است که به سبک حماسی بیان شده است.»
این اسطوره علاوه بر اینکه مرگ هراسی و مرگ اندیشی و مرگ آگاهی بشر از گذشتههای دور را نشان میدهد مبین این دغدغهٔ عام است که بشر از همان آغاز در جستجوی اکسیری برای جاودانگی و بیمرگی بوده است اما به تجربه دریافته که جاودانگی در این دنیا ممکن نیست و با وجود اینکه نمیخواهد مرگ را پایان همه چیز بداند؛ آن را تعبیری در نحوه زندگی دانسته و به جاودانگی روح معتقد شده است.» «اساطیری که متضمن باور داشتن بیمرگی و زندگی پس از مرگ است واکنش عقلانی در قبال معمای هستی نیست بلکه بیانگر ایمان روشنی است که ریشه در غریزیترین واکنشهای بشری در برابر شگرفترین تصورات دارد.»
سرّ مرگ قطعاً به هدفی منتهی میشود که تمام حوادث عالم اعم از خیر و شر در جهت تکامل آن هستند قول خداوند متعال که میفرماید: «أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثًا وَأَنَّکُمْ إِلَیْنَا لَا تُرْجَعُونَ» نه تنها ناظر بر هدفمند بودن این مراحل حیات است بلکه به تفکر و تدبر درباره مرگ و زندگی نیز به صورت مجاز و تلویحی اشاره دارد.
بله

















