خداوند متعال بشر را که آفرید، نیازهای طبیعی او را در زمین قرار داد؛ همانگونه که وسایل و ابزار استفاده از امکانات را همانند: عقل، چشم، گوش، دست، پا و سایر نیازها را در وجود او به ودیعت نهاد تا با ابزار خود، زمین و آنچه در آن است را به تسخیر کشیده، از آن بهره جوید.
بدون تردید اختیار مصرف با انسان است و خداوند، حقّ تصرف و بهرهبرداری را به او داده است؛ ولی از آنجا که جهانِ هستی محدود است امکاناتِ روی زمین در صورتی کفاف آدمی را میدهد که از هر گونه زیادهروی در مصرف پرهیز کند و فقط به اندازه نیاز حق تصرف دارد، نه بیشتر وگرنه به حق دیگران تجاوز کرده و جمعی را محروم ساخته است.
متأسفانه از آنجا که خواستههای انسان نامحدود است، گاهی دچار انحراف مصرف شده و دچار بیتعادلی میشود. تأسفآورتر اینکه بسیاری از مسلمانان، بهویژه، بعضی از ما ایرانیان، به مسئله حرمت اسراف و مصرف بیرویه توجه نداشته و گرفتار مصائب و مشکلات بسیاری میشویم.
امروزه در تمام زوایای زندگی مردم، اسراف بیداد میکند. اسراف در سوخت، آب، وقت، خوراک، پوشاک و همچنین اسراف توسط ادارات، پادگانها، نهادها، دانشگاهها و ... که اگر در همهچیز مصرف را به حداقل رسانیده و بهینهسازی کنیم (به اندازه نیاز واقعی مصرف کنیم) بدون شک وضع بهتر خواهد شد و بسیاری از کمبودها که واقعی نیست برطرف خواهد شد.
تمام مسئولان کشور باید با مسئله اسراف برخورد جدی بکنند و نخست از خودشان و از ادارات دولتی آغاز نمایند؛ زیرا اسراف در هر چیز، خیانت به نسل آینده است. زدن چوب حراج به نفت، به آب، به محیطزیست و حتی تخریب آب، خاک و جنگلها و عادت به تنپروری، آماده خوری و پرخوری گروهی، مسئلهای نیست که به سادگی بتوان از آن گذشت. اسراف نه با عقل سازگار است، نه با شرع. تمام افراد جامعه باید خطر و گناه اسراف و بد مصرف کردن را درک کنند و به صورت یک فرهنگ عمومی و یک نهضت همگانی با آن مبارزه کنند و نخست از بعد فرهنگی به آن بپردازند که ما در این کتاب مختصر به آن میپردازیم.
بله























