کتاب تو منحصر به فردی نوشتهی پروانه خیاط فراهانی راهکارهایی ساده و کاربردی ارائه میدهد تا به شما در افزایش اعتماد به نفس یاری برساند. این کتاب توسط یک نویسندهی ایرانی نوشته است و مثالهای بومی آن برای مخاطب فارسیزبان بسیار ملموس و قابل درک به شمار میآید.
آیا انسانهای موفق و دارای اعتماد به نفس به صورت مادرزادی دارای این ویژگی هستند؟ آیا آنها افراد خاص و خوششانسی محسوب میشوند؟ اگر این طور است پس چرا برخی ژن اعتماد به نفس ندارند؟ پس چگونه عدهای اعتماد به نفسشان را افزایش دادهاند؟ آیا افراد با اعتماد به نفس نیازی به آموزش ندارند؟ اگر اعتماد به نفس قابل یادگیری است، چگونه میتوان این کار را کرد؟ کدام مهارتها برای یادگیری نیاز است؟ اگر به دنبال پاسخ این سوالات هستید، بهتر است بدون معطلی مطالعهی کتاب تو منحصر به فردی را آغاز کنید. اگر میخواهید حالتان را خوب کنید و جزء انسانهای موفق و با اعتماد بهنفس بالا باشید و نسبت به خود و دیگران و دنیایتان حس خوب داشته باشید، بیشک این کتاب با همت خودتان کمک میکند تا مسیر زندگیتان شروع به تغییر کند.
البته از یاد نبرید که اعتماد به نفس مثل دوچرخه سواری، رانندگی، آشپزی و بدنسازی یک مهارت است. پس با آموزش و تمرین و تکرار میتوانید اعتماد به نفس خود را افزایش دهید. پروانه خیاط فراهانی با زبان و ادبیاتی ساده به توضیح تمامی نکات میپردازد و از زندگی خود مثالهایی برایتان ذکر میکند.
جملات برگزیده کتاب تو منحصر به فردی:
- اگر زیاد صحبت کردن مثل نقره باشد، کم صحبت کردن همانند طلاست.
- ببین فقط این ده صفحه را تایپ کن بعدش هرکاری خواستی انجام بده!
- اطمینان به آن که دوستانمان یاریمان میکنند، بیشتر به ما کمک میکنند تا خود کمکشان.
- من علاقه زیادی به آینده دارم به خاطر آنکه باقی عمرم را در آینده سپری خواهم کرد.
در بخشی از کتاب تو منحصر به فردی میخوانیم:
از آنجایی که درگیری با افکار منفی در ما حس منفی ایجاد میکند و عملکرد و اعتماد به نفس ما را نیز کاهش میدهد. لازم است که بدانیم چگونه از دام افکار منفی خلاص شویم.
آیا تاکنون برایتان پیش آمده که در شرایط بسیار بدی قرار گرفته باشید علامت ولی به خاطر امید و ایمانی که دارید، افکار منفی را تحمّل کردهاید و به هدفتان رسیدهاید و تسلیم افکار منفی نشده باشید. اگر در ذهنتان مدام مرور کنید که من نمیتوانم قطعاً نخواهید توانست ولی اگر به خودتان بگویید: با اینکه این کار مشکل است ولی من با امید به خدا و تکیه بر تواناییهایم آن را انجام میدهم، اینجاست که به موفقیت میرسید چون توانمندیهایتان را پذیرفتهاید.
مثلاً آزمون یا کار بسیار مهمی داشتهاید ولی خودتان برای خودتان دلیل و برهان برای انجام ندادن مبنی بر نتوانستن آن بیاورید.
نکته: خود افکار منفی برای ما مشکل ایجاد نمیکنند. بلکه تمرکز و توجّه و تکرارشان در ذهن و صحبت دربارهٔ آنها، باعث میشود ذهن ما این افکار منفی را باور کند و وقتی باور کردیم، بدنمان هم میپذیرد و همان کار را انجام میدهد. به این صورت که وقتی من به خودم مدام بگویم که من نمیتوانم شنا یاد بگیرم. زمانی هم که بخواهم آموزش ببینم ذهنم آن را نمیپذیرد و میگوید تو واقعاً نمیتوانی، نمیتوانی و قطعاً نخواهم توانست.
بله

















