ابونصر محمد بن محمد بن طرخان فارابی (259-339 هـ ق)، از نظر برخی تاریخنگاران، پارسنژاد و، از نظر برخی دیگر، ترکنژاد است.
ابن ابیاصیبعه در عیونالانباء، شهرزوری در تاریخالحکما و ابن ندیم در الفهرست او را پارسیالاصل و اهل فاریاب خراسان در نزدیکی بلخ میدانند که جایی در افغانستان امروز است. نام محل تولد فارابی در حدودالعالم به شکل فارسی «پاراب» ذکر شده است.
فارابی آموزههایی مهم و بدیع در حوزۀ هنرپژوهی به دست داده که فیلسوفان پس از او کاملاً از آنها غفلت کرده و آنها را به فراموشی سپردهاند. شاید علت این بیتوجهی آن باشد که، در میان ایشان، هنرمند یا شخصی که از علایق جدّیِ هنری برخوردار است به چشم نمیخورد. به دیگر سخن، فارابی از آن جهت که هنرمندی زبردست در زمینۀ موسیقی بود در میان حکمای مسلمانْ جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده است. او هم از دانش موسیقی برخوردار بود و هم در آهنگسازی و اجرا و نوازندگی چیرهدست بود.
وی چند رساله دربارۀ موسیقی دارد که میتوان به این موارد اشاره کرد: المدخل فی الموسیقی، الایقاعات، کلام فی النقل مضافاً الی الایقاع، کتاب احصاءالایقاعات، الموسیقی الکبیر. کتاب موسیقی کبیر او نشاندهندۀ احاطه و تسلط فارابی در این هنر است....
بله

















