لطفاً کمربندهایتان را محکم ببندید!
سرنشینان هواپیما دستور را زیاد جدی نگرفتند. همه در آن لحظه یک احساس مشترک داشتند: فعلاً نمیتوان در فرودگاه ژنو فرود آامد. مسافران خسته و خواب آلوده مرتب خمیازه میکشیدند، غافل از این که خستگی و خواب آلودگی بیشتری در پیش بود. تکرار دستور میهماندار که این بارآمرانه تحکم کرد: لطفاً کمربندهایتان را ببندید، دال بر ادامه خستگی و بیخوابی بود.
پیام گوینده با صدایی خشک و رسمی به سه زبان آلمانی، فرانسه و انگلیسی تکرار شد:
Bitte machen sie...
Silvous Plait …..
Please …..
و به دنبال آن توضیح کوتاهی:
برای مدت کوتاهی در یک جریان کوران تند قرار خواهیم گرفت:
سر استافوردنی (SIR STAFFORD NYE) تا جایی که دهانش کش میآمد دهان را باز نموده و مرتب خمیازه میکشید. او بعد از شنیدن اطلاعیه، شق و رق روی صندلی نشست. در آن لحظات در عالم خواب و بیداری، خواب خوشی میدید: ماهیگیری در یکی از رودخانههای انگلستان.
بله




























از اپلیکیشن کتابها این اولین کتاب هست که خریدم و نمیدونم که بقیه کتابها به چه شکلی هستن.
ولی خیلی خیلی پایین تر از حد انتظار بود متاسفانه