بخش هایی از متن کتاب:
دوره نوسنگی ایران از میانه هزاره هفتم ق.م آغاز شد، و آثار بر جا مانده از آن عمدتاً ابزارهایی ساخته از سنگ صیقل خوردهاند. جامعه آن روز از دسته مردمان یا طایفههایی تشکیل مییافت که در دشتی حاصلخیز اقامت گزیده و از راه کشاورزی و دامداری معیشت خود را تأمین میکردهاند. لیکن درباره این دوران کهن یافتهها و مدارک ناقص، و نظرات در شناخت اقوام یا نژادهایی که در نجد ایران میزیستهاند بسیار مهم است.
هزاره پنجم تا سوم ق.م در سرزمین ایران دوره (مس و سنگ) شناخته شده است.
مس در ساختن پاره ای ابزار و اشیاء به کار میرفت، گر چه ابزارهای سنگی نیز هنوز کاربرد داشت. سفالگری منقوش و مهرهای کنده کاری شده با علامات و اشکال هندسی و تصاویر رواج یافت.
از همان اواسط هزاره پنجم در قسمتهای مرکزی و شمال شرقی ایران نیز تمدنهایی به تپه ای است نزدیک کاشان، و آثار مکشوف در ژرفترین لایه آن نمایانگر معیشت ابتدایی جامعه ای کشاورز است؛ دیگر تمدن چشمه علی مکشوف در جنوب شرقی تهران که از کاوش آن ابزارهای سنگی و استخوانی خوش ساخت و سفالینههای پیشرفته با نقوش زیبا به دست آمده است؛ دیگر تمدن تپه حصار در نزدیک شهر دامغان که معلق به هزاره سوم ق.م بوده و در کاوشهای آن، علاوه بر ظروف سنگی و سفالی، اشیاء فلزی نیز به دست آمده است. باز مراکز تمدنی دیگری از روی یافتههایی در استراباد {گرگان } و در نواحی مختلف دشت قزوین متعلق به آن دوره شناسایی شدهاند.
بله

















راجع به هنرهای ایرانی صحبت میکنه (اون هم ناقص و نصف و نیمه) ولی دریغ از یه عکس که به عنوان نمونه نشون بده
واقعا که کتاب بدی بود