نقد، بررسی و نظرات کتاب هرگز انتظارش را نداشت - شاری لاپنا
خاطره
۱۴۰۴/۱۰/۰۳
20
داستانی جنایی، معمایی، هیجان انگیز. برایدن فراست زنی جوان که زندگی مرفه وآرامی با یه دختر سه ساله وشوهری خوش تیپ دارد. یه روز از مهد دخترشان به سم فراست زنگ میزنن و میگن برایدن نرفته دنبال بچه و سم مجبور میشه کار وجلسهاش رو ول کنه و بره دنبال دخترش کلارا. تمام مدت به برایدن پیام میده وزنگ میزنه ولی جوابی نمیگیره تا میرسه خونه ومیبینه کیف زنش و تلفنش تو خونه است وکامپیوترش هم باز🙄 ولی خودش تو خونه نیست وهرجارو میگرده، برایدن رو پیدا نمیکنه و به پلیس خبر میده و با ورود پلیس رازهای تاریک زیادی از زندگی این زن وشوهر به طاهر همه چی تمام آشکار میشه. نویسنده با فصلهای کوتاه بهم مرتبط و بدون کوچکترین حاشیه نویسی وضربانهای تند و تزریق هیجان زیاد، خواننده رو مشتاق تا اخر داستان میکشونه. رازهایی که یکی یکی رو میشه و تعلیق زیاد و روان بودن داستان بسیار جذابش کرده و از خوندنش نهایت لذت رو میبرید
از نظرمن کتاب خیلی خوبی بود ولی شاید نباید انقدر توضیحات اضافه داده میشد یک وقتایی واقعا دلم میخواست برم آخر کتاب و ببینم بالاخره قاتل کیه ولی اصلا تا آخر هم نمیتونید پیش بینی کنید و حدس بزنید قاتل کی میتونه باشه و این شاید نقطه عطف این کتاب باشه شاید همسرش شاید خواهرش شایدم مردهمسایه و یا دوست صمیمی پیج ولی حق برایدن این نبود و دختر کوچولوش که بی مادر شد کلارای سه ساله
