نقد، بررسی و نظرات کتاب آقای آبی پوش قصه - فاطمه ایزدی

فاطمه کریمی
۲
۱۴۰۴/۱۰/۲۲
داستان روایت کرونا هست که ادم منتظر هست خبرهای کرونایی و مشکلات کرونایی بخونه. ورودی دانشگاه. از طرفی خانواده فرهیخته و با هم مهربون و با محبت هستند. چرا اینقدر این دختر خودش رو درگیر این خواستن کرده؟ وقتی شخصی به قرارهای خودش مقید نباشه و بهونه هایی برای دیر امدن داره معلومه آدم پایبندی نیست. کل داستان تکرار مکررات هست که فقط اگر همون چند صفحه اول کتاب رو بخونین داستان دستتون میاد و در همون ابتدا متوجه آخر داستان خواهید شد. میگن از کوزه همان تراود که در اوست. پسر و پدر هر دو مثل هم هستند که جواب تلفن رو نمیدن و حتی عذرخواهی هم بلد نیستن. از نظر نوشتاری هم باید بعضی از جمله ها و فعل ها رو خودت موقع خوندن اصلاح کنی. تعداد اشعاری که استفاده شده بود هم بسیار زیاد بود. در کل به قول یکی از دوستان فقط خواندم که خوانده باشم. موفق باشید.
Hope to God
۴
۱۴۰۴/۰۹/۱۴
سلام، از تمام عوامل که باعث پدید آمدن این اثر شدن نهایت تشکر رو دارم، لز نویسنده محترم بابت تمان تلاش و لستعدادش تشکر و قدردانی میکنم و از خدا میخواهن که خنیشه خوش بدرخشید
این داستان به انسان گوشزد میکنه که به هر وسی اعتماد نکنه، این عشق هاب مجازی عشق حقیقی نیستن حتی اکه شما تاتهش عاشقش باشید ولی اگه اون آدمش نباشه گمراهتون میکنه پس اگر فقط به عشق زندکی باهاش، جلو میرید، این عشق رو رها کنید اما اگر تنها چیزی که تابد بهش فکر می‌کنید دوست داشتن حقیقی اونه، اون وقت دیگه شما در هر شرایطی عاشق اون هستید و تاروت ابد این عشق میمونه ختی مس از مرگ، و جه عشقی لست، گاه با سوز و گداز، گاه با عشق بی حد، گاه با غم دوری و بی مهری و گاه شادی وصال
آذرخش
۳
۱۴۰۴/۱۱/۱۵
همیشه فکر میکردم اگر روابط اعضای خانواده خصوصا پدر دختر و خواهر و برادر صمیمانه باشه دختر کمتر و یا خیلی دیرتر دلبسته‌ی غریبه میشه، اما باید بپذیریم جنس این نوع عشق با عشق پدر دختری و خواهر برادری متفاوته و قدرتمندتر و دیر یا زود خواه ناخواه اتفاق میفته. طاها باید علت مخالفت خودشو با افرا و خانواده در میون میذاشت؛ شاید در تصمیم خواهرش تأثیر میذاشت و چشم و گوشش رو بازتر میکرد، خصوصا با اخلاق و عادت ناجالبی که وصال داشت شاید تجدید نظری میشد و افرا بیش از پیش در عشق غرق نمیشد و آسیب روحی نمیدید.
هر چند با توجه به سن و سال افرا و بی تجربگی و شیرینیِ خاص این نوع عشق معمولا کمتر توجه میکنن به نظرات و توصیه‌ی اطرافیان.
سپاس.
ساغر نجاتی
۵
۱۴۰۴/۱۰/۰۶
داستان خوب و جالبی بود فقط روال زندگی تکرار بود اینکه هنوز در کلاس حضور میشه یا همیشه در فکر وصال هستش ویک اتفاق خاصی رخ نداده و اینکه شخصیت وصال اصلا جالب نبود اینکه می‌ره بعد دو ماه باز میاد و اینقدر راحت با احساسات یکی بازی می‌کنه خیلی دردناکه و به نظرم افراهم نباید پای اون می‌موند با اینکه بی توجهی هاشو میدید ولی در کل داستان خوبی بود موضوع ش باحال بود امیدوارم نویسنده موفق باشه
فاطمه رسولی
۱
۱۴۰۴/۱۰/۲۸
واقعا داستان خیلی ضعیفی بود فقط چند صفحه اولش خوب بود و چون کلا ۸۶ صفحه بود تا آخر خوندم که واقعا ارزش نداشت اصلا من متوجه نشدم وقتی وصال میخواست مهاجرت کنه چرا به افرا ابراز علاقه کرد چرا قرار خواستگاری گذاشت و اینکه داستان از یه جایی به بعد همش تکرار بود همش از عشق افرا به وصال کل داستان این بود به شدن ضعیف نویسندگی شده بود و پایان بندی بی معنی داشت
مهدل
۳
۱۴۰۴/۱۱/۱۰
ارادت؛ کتاب نگارش کمی حوصله سر بر داشت و داستان هم هیجان ِخاصی نداشت، دختری عاشق میشود و زندگی‌اش را فدای معشوقه‌اش میکند، ازخودش، خانوادش و درسهایش دور میشود وبی اصالتی و ترسو بودن یک مرد و ترجیح دادن پیشرفت به عشق! گرچه استفاده از اشعارحامدعسگری بسیار زیبا بود.
مهتاب آرام پور
۱
۱۴۰۴/۱۰/۱۰
بنظرم اصلا جالب نبود فقط چند صفحه اولش خوندنی بود بقیش تکرار تکرار وتکرار اخرشم به بد‌ترین شکل ممکن تموم شد واقعا نمیدونم چرا شخصیت اصلی داستان باید انقد ضعیف و نا توان باشه بعدشم نصف داستان شعر ترانه که روندشو کند کرده واعصاب خورد کن
Sadeghi
۴
۱۴۰۴/۱۲/۰۱
سلام و درود؛ خیلی خوب بود، من که غرقش شده بودم ولی کاش ادامه داشت و چون متنش روان بود می تونستم شخصیت هارو تجسم کنم کسایی که به شعر علاقه دارن حتما بخوننیه جاهای آدم گریش میگرفت؛) درکل پیشنهاد میکنم بخونید
علی اصلانی
۳
۱۴۰۴/۱۲/۰۱
با تقدیر از کتابراه داستانِ دختری دانشجوست که همان اول دانشگاه عاشق پسری میشود و از این جاست که این عشق میشود مایه عذاب آن دختر! ایراد داستان اینه که یهویی تموم شد! غیر منتظره بود میتونست بیشتر ادامه بده!
Kosar
۳
۱۴۰۴/۱۰/۲۲
با سلام و درود در ابتدای داستان جالب به نظر میرسید ولی با گذشت چند صفحه از کتاب متوجه تکراری بودن محتوا میشود شده و به خصوص پایان قابل حدسی که داشت از این اثر به طور کلی نمیتوان نقد و نظر مثبت در خور و شأن آن ثبت کرد
Rozhan1558
۴
۱۴۰۴/۱۰/۱۱
قشنگ بود و آشنا داستان آستری و بلا تکلیفی زمان کرونا رو روایت کرد که هممون تجربش کردیم زمانی که حتی فکر نمی‌کردیم کی قرار تموم بشه تو این بین گلوی دختری در دکمه پیراهن کسی گیر میکنه و ادامه ماجرا
مریم نوری
۵
۱۴۰۴/۰۹/۲۰
قشنگ بود و آشنا داستان آستری و بلا تکلیفی زمان کرونا رو روایت کرد که هممون تجربش کردیم زمانی که حتی فکر نمی‌کردیم کی قرار تموم بشه تو این بین گلوی دختری در دکمه پیراهن کسی گیر میکنه و ادامه ماجرا
مریم فرهادمنش
۲
۱۴۰۴/۱۲/۰۴
بحث خانوادگیش قشنگ بود ولی دختر داستان فوق العاده سر به هوا و آزاد بود. عشق یک طرفه پوچ و بی معنایی هم بود دقیقا منم همچین حسی رو درک کردم
الهام کوثری زاده
۳
۱۴۰۴/۰۹/۲۹
موضوع داستان دوست داشتم ولی نمیفھمم چرا داستان با لحن کتابی نوشتہ شدہ بود؟ در ضمن از اواسط داستان خیلی سریع و شتاب زدہ روایت شد۔
Eli
۲
۱۴۰۴/۰۹/۲۳
موضوع تکراری و بدون جذابیت عشق یک طرفه و نرسیدن و گریه و زاری دختر و بیمار شدنش هست که دوست نداشتم. اشتباهات گرامری و املایی زیاد داشت.
اعظم
۳
۱۴۰۴/۱۰/۰۷
تلخ بود. داستان ضد عشق داستان‌های عاشقانه یک طرفه است که آخرش به فریب و ضرر می‌رسد.
هنگامه هاشمی
۳
۱۴۰۴/۱۰/۲۷
بد نبود تو این زمان که نت نیست بد نیست از حوصله سررفتن بهتر است
))) /
۵
۱۴۰۴/۰۹/۲۷
کتاب خیلی جذابی بود خیلی قشنگ بود و احساس جالبی به خواننده میداد
روژان فرخ نیا
۵
۱۴۰۴/۱۱/۱۲
قشنگ و تلخ بود این داستان حکایت عاشقی خیلیامونه 💔
فاطمه رستموندی
۳
۱۴۰۴/۱۰/۲۰
خوب بود ولی آخرش خوب تموم نشد این از جذابیتش کم کرد
محمد
۳
۱۴۰۴/۰۹/۲۳
کاملا بد بود من که بدم اومد هرچقدر میخواندم تموم نمی‌شد
پریا سلیمانی
۱
۱۴۰۴/۱۰/۲۰
مزخرف بود اصلا نخونید وقت تلف کردنه
Lora
۵
۱۴۰۴/۰۹/۱۲
بخونید ارزششو داره
👋 سوالی دارید؟