معرفی و دانلود کتاب چاچالک، سرزمین توالتهای طلا
برای دانلود قانونی کتاب چاچالک، سرزمین توالتهای طلا و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب چاچالک، سرزمین توالتهای طلا
اگر روزی از خواب بیدار شدید و دیدید پشت کوههای سیاه دنیا تمام میشود، تعجب نکنید؛ احتمالاً رسیدهاید به چاچالک. کتاب چاچالک، سرزمین توالتهای طلا از احمد اکبرپور قصهی سرزمینی است که مردمش با اطمینان کامل میدانند جهان همینجاست و خلاص؛ نه کمتر، نه بیشتر. اگر هم چیزی از آسمان بیفتد، یا شیطان است یا گابشغول، یا دستکم ارزش جرواجر شدن با بیل و کلنگ را دارد.
دربارهی کتاب چاچالک، سرزمین توالتهای طلا
کتاب چاچالک، سرزمین توالتهای طلا نوشتهی احمد اکبرپور داستان یک حادثهی کاملاً غیرمترقبه است؛ از آنهایی که خودِ اندیشمندان چاچالک هم قبول دارند واقعاً غیرمترقبه است، نه از آن داستانهای قلابی که الکی سعی دارند آبوتابش بدهند؛ یک پرندهی آهنی که نه شاهین است نه سنجاقک و یکجورهایی زخمی و بیریخت هم به نظر میرسد، از آسمان سُر میخورد و تالاپی میافتد وسط مرداب... لاکپشتها را وارونه میکند، کرمها دچار بحران روحی میشوند و مردم چاچالکی هم به اغتشاشات فکری میافتند و سرشان حسابی گیج میرود...
در چاچالک، فکر کردنِ زیاد کار خطرناکی است. به همین خاطر هم است که میگویند تمدنهای قبلی نابود شدند، چون تا ذرهی آخر از هوششان استفاده کرده بودند. برای همین اینجا و فکر کردن و تصمیمگیری قاعدهی خودش را دارد؛ اول باید چند بار سر تکان داد، بعد محکم گفت «خفه»، بعد اگر اوضاع جدی شد یکی را فرستاد دنبال دانشمند چاچالک یعنی جناب «دانشمار» و در نهایت اگر همهچیز بیش از حد پیچیده شد با بیل و کلنگ افتاد به جان ماجرا و قضیه را یکسره کرد.
راهنمای رسمی فکر نکردن در چاچالک
احمد اکبرپور در کتاب چاچالک، سرزمین توالتهای طلا، جهانی میسازد که هم بهشدت خندهدار است و هم نگرانکننده؛ جهانی که در آن قانون، خانه دارد، دانشمند مواجب میگیرد، غدهی روح نظر مشورتی میدهد و انجمن زنان فرهیخته همزمان هم لاکپشت مداوا میکند و هم پیشنهاد قتلعام میدهد.
زبان کتاب چاچالک، سرزمین توالتهای طلا، خودش یک پا شخصیت مستقل است؛ جملات صاف راه نمیروند؛ میلولند، میپیچند، گاهی لگد میپرانند و گاهی زیرلب فحشی میدهند که آنقدر بامزه است دلت نمیآید ناراحت شوی. این زبان برای لو دادنِ سازوکار قدرت و وحشت از ناشناختهها خیلی به کار میآید. در چاچالک طلا کم نیست؛ آنقدر هست که حتی از آن توالت بسازند! اما همین مردمِ نشسته روی توالت طلا، از یک هواپیمای نقلی میترسند. چرا؟ چون جهانشان قرار بوده تمام شده باشد. چون اگر معلوم شود پشت کوههای سیاه هم چیزی هست، آنوقت خیلی چیزها باید دوباره تعریف شود؛ علم، قدرت، قانون، حتی دعواهای یواشکی زن و شوهری و خیلی چیزهای دیگرِ چاچالکی.
کتاب چاچالک، سرزمین توالتهای طلا با شوخیهای ظاهراً سبک، سؤالات سنگینی مطرح میکند؛ مثلاً اینکه اگر حقیقت با باورهایمان نخواند، باید حقیقت را جرواجر کنیم یا باورها را؟ اگر مهمان ناخوانده شبیه خودمان باشد، آیا باز هم یک هیولاست؟ و آیا حوادث بزرگ همیشه مایهی بدبختیاند، یا گاهی فرصتی برای پوستانداختن هم میتوانند به هم بزنند؟
اگر دنبال داستانی هستید که هم فانتزی باشد، هم اجتماعی، هم بیپروا، هم عاقلانه و هم دیوانهوار، به چاچالک سقوط کنید. فقط حواستان باشد زیادی فکر نکنید و اگر چیزی از آسمان افتاد، اول سری تکان بدهید و بعد اگر لازم شد بیل و کلنگتان را بردارید.
داستان نوجوان چاچالک، سرزمین توالتهای طلا احمد اکبرپور از نشر هوپا چاپ شده و در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است.
کتاب چاچالک، سرزمین توالتهای طلا برای شما مناسب است اگر
- نوجوانی در ردهی سنی 12 تا 15 سال هستید و از اینکه بزرگترها خیلی مطمئن حرف میزنند، ولی خیلی وقتها اشتباه میکنند، کیف میکنید.
- بزرگسالید و هنوز ته دلتان یک لاکپشت وارونه هست که دلش میخواهد نجات پیدا کند.
- فکر میکنید خندیدن و فکر کردن میتوانند همزمان اتفاق بیفتند و یکی لزوماً دیگری را جرواجر نمیکند.
- از داستانهایی خوشتان میآید که اول با شوخی قلقلکتان میدهند و بعد یواشکی یک سؤال گنده میچپانند توی سرتان.
- به جهانهایی علاقه دارید که قوانینشان کاملاً منطقی است، بهشرطی که خودتان هم کمی منطق چاچالکی درونتان داشته باشید.
- از دیدن آدمبزرگهایی که با اطمینان کامل حرفهای خیلی عجیب میزنند، هم میخندید هم نگران میشوید.
- فکر میکنید جهان ممکن است خیلی بزرگتر از چیزی باشد که به ما گفتهاند… حتی اگر دورش کوههای سیاه کشیده باشند.
در بخشی از کتاب چاچالک، سرزمین توالتهای طلا میخوانیم
هنوز بر خیلی از دانشمندان پوشیده است که غدههای روحی از چه سن و سالی و از کدام سوراخ وارد تن آدمی میشوند. علمای چاچالک اعتقاد دارند که وقتی روح کودکانه به شکل بادی از تن آدمی خارج میشود این غده حولوحوش نیم تا یک ساعت از یک سوراخ دیگر بهزور و ضرب وارد میشود و جای ورود و خروجش تا چهلوپنج دقیقه میسوزد.
کار این غدهها یکجورهایی گیردادن و مو را از ماست کشیدن است. مثلاً هی مردک چرا آدمفروشی و زیرآبزنی میکنی یا ای زن ناحسابی، چرا از خواستگار بیچاره خواستی که توی چاه عشق بپرد؟ البته غده داریم تا غده. مثلاً غده بوده که لحظهای بعد از پریدن مرد بیچاره داخل چاه به صاحبش گفته است: «آفرین، خوب کاری کردی، دستت درد نکند.»
گلدهان برای زنها تعریف کرده است که وقتی مطمئن شد که بیچاره برای همیشه برنمیگردد همان سر چاه صدتا لیچار و بدوبیراه به غدهاش گفته و تا ده روز بعد هم یک کلمه با او حرف نزده است.
جای غدهی هر کس با دیگری از زمین تا آسمان فرق میکند. غدهی روح کامروا و زنش از گردن به بالاست و جای غدهی بقیهی مردم از ابتدای جناغ سینه تا پشت قوزکهایشان متغیر است. در بیشتر مواقع عقل و درایت این غدهها با اختلاف زیادی از صاحبانشان بیشتر است.
فهرست مطالب کتاب
فصل اول: غیرمترقبه
فصل دوم: خانهی قانون
فصل سوم: نتیجهی تحقیقات
فصل چهارم: موزهی ملی چاچالک
فصل پنجم: گابشغول
فصل ششم: معادن زرازر
فصل هفتم: دی اچ دبلیو
فصل هشتم: مرگ و زندگی
فصل نهم: جشن رویش
فصل دهم: آینهی جادویی
فصل یازدهم: قطع درختان گالابولی
فصل دوازدهم: هلیکوپتر و سفینه
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب چاچالک، سرزمین توالتهای طلا |
| نویسنده | احمد اکبرپور |
| ناشر چاپی | انتشارات هوپا |
| سال انتشار | ۱۳۹۵ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 151 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-8025-34-4 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان طنز نوجوان |




















