کتاب جهانی سازی کشاورزی و القای اجتناب ناپذیری! نوشتهی غلامحسین زمانی یک اثر تحلیلی-پژوهشی در باب جهانی سازی اقتصادی و القای اجتناب ناپذیری است. نویسنده در این اثر استدلال میکند که برخلاف ادعاهای حاضر، جهانی سازی برخلاف باور رایج به هیچ وجه یک امر اجتنابناپذیر نیست. بهعلاوه ایشان تأکید میکند تمام سازمانهای هم راستا با این امر، نه به سبب خیرخواهی بلکه به دلیل همکاری با کشورهای غربی و امریکا برای نفوذ بیشتر به سایر کشورهاست که در قالب مفهوم جهانیسازی فعالیت میکنند.
دربارهی کتاب جهانی سازی کشاورزی و القای اجتناب ناپذیری!
کتاب جهانی سازی کشاورزی و القای اجتناب ناپذیری! نوشتهی غلامحسین زمانی به مسئلهی جهانیسازی کشاورزی میپردازد. نویسنده در این اثر تحلیلی با نگاهی انتقادی به این موضوع پرداخته و نقش کشورهای غربی و امریکا را در آن پررنگ کرده است. غلامحسین زمانی، استاد دانشگاه شیراز، در این اثر به طور انتقادی نهادهای بینالمللی مرتبط را تحلیل میکند و نقش سازمانهایی مانند فائو یا صندوقهای مالی را در شکل دادن به سیاستهای کشاورزی جهانی بهصورت موشکافانه بررسی میکند.
غلامحسین زمانی در این کتاب معتقد است پدیدهی جهانی سازی یک امر اجتناب ناپذیر نبوده و کشورهای غربی و امریکا، آن را بهصورت پروژهای هدفمند برای تحمیل هژمونی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بر جهان ایجاد کردهاند. ایشان معتقدند مهمترین دلیل برای این پروژه، کنترل زنجیره جهانی غذا به عنوان یک سلاح راهبردی به منظور ایجاد وابستگی و استفاده از منابع ملتها و در نهایت تضعیف کردن آنهاست.
نویسنده در ادامه اینطور میگوید که نهادهای بینالمللی که به این منظور ایجاد شدهاند، در ظاهر بشردوستانه یا علمی هستند، اما در واقع اینطور نیست و هرکدام از آنها به اندازهی خود در این فرایند نقش دارند. غلامحسین زمانی، در نهایت در این کتاب اجتناب ناپذیر بودن جهانی سازی را رد میکند و راهبرد پیشنهادی حضور و مشارکت مقتدرانه و هوشمندانه در عرصههای بینالمللی را پیشنهاد میدهد. انتشارات مرجع علم این کتاب را منتشر کرده است.
کتاب جهانی سازی کشاورزی و القای اجتناب ناپذیری! برای شما مناسب است اگر
- به پدیدهی جهانی سازی علاقهمند هستید و میخواهید در مورد آن بیشتر بدانید.
- دیگر آثار نویسنده را دنبال کردهاید و آنها مطابق سلیقه شما بوده است.
در بخشی از کتاب جهانی سازی کشاورزی و القای اجتناب ناپذیری! میخوانیم
از قول را کفلر نیت این بنیاد به صراحت مشخص میشود که «یک پارچهسازی سیاسی و اقتصادی» جهان است؛ و آن هم بدون تردید با راهبری و مدیریت آمریکا که توسط بیلدربرگ تدوین میشود و این تشکل نیز توسط را کفلرها اداره میگردد.
فیتزجرالد (1986) کمکهای بنیاد را کفلر را به توسعه کشاورزی در مکزیک مورد تحلیل قرارداده است و نتیجهگیری مینماید که این اقدامات فقط محدود برای محصولات کشاورزی، کشاورزان و دانشجویانی که همآهنگ و تابع جریانات مشابه آمریکایی بودهاند مؤثر بوده و برنامه برای کشور مکزیک شکست خورده بوده و انتقال تکنولوژی و ایدئولوژی آمریکایی اثری در مکزیک نداشته است و فقط بر مظاهری که آمریکایی شدهاند اثر گذار بوده است. تحلیل آماری واردات و صادرات محصولات کشاورزی مکزیک با آمریکا بسیار آموزنده و جالب است: واردات محصولات کشاورزی مکزیک از آمریکا در سال 1974حدود 1 میلیارد دلار بوده و در سال 1994به 4 میلیارد دلار رسیده است؛ ولی در سال 2000 به 6.4 و در سال 2016 با افزایش 178 در صدی به 17.8 میلیارد رسیده است (2017, Su, Ye) و %13 کل صادرات آمریکا را شکل میدهد.
بله





















