واقعا معمولی بود. تصویر خانواده خوشبختم با بدترین شکل ممکن خراب کرد. کشمکش داخل داستانم زیاد بود. شخصیتای عحیب و درگیر با هزار مسئله ولی اون بخشی که وقتی یه سوگ یا اتفاق بد میفته چه شکلی خانواده ها بهم میریزه و هرکسی چه جوری درگیر مشکلات و مبارزه خودش میشه رو به خوبی به تصویر کشیده بودحاوی اسپویل . ولی اینکه بفهمی قاتل اینقدر نزدیک و خودیه خیلی اذیت کننده و غیر قابل درک بود. دوست داشتم برا این حجم خشونت فکر دیگه ای بشه و قاتل کس دیگه ای باشه. بخش الیس و درک و مسایل گذشتشونم به نظرم زیادی بود و اصلا داخل داستان نبود هم فرقی نمیکرد و یک جورایی زیاده گویی بود و همین زیاده گوییای وسط داستان باعث کسلی و خسته کنندگی میشد
به نظرم کتاب پرکششی بود ضمن اینکه یک داستان جنایی بود نشان میداد زیر ظاهر عادی انسانها دهها نکته نگفته و راز نهان میتونه وجود داشته باشه انسانها میتونن در پوشش ظاهر عادی هم دروغ بگن، هم خیانت کنند، هم جنایت کنن این کتاب نشون میده شناختن انسانها به همین سادگی نیست