کتاب «ولش کن» برای من فقط یک کتاب نبود، بیشتر شبیه یک تلنگر آرام بود. انگار کسی کنارم نشسته باشد و یادآوری کند که لازم نیست همه چیز را تا آخرِ دنیا با خودم حمل کنم. بعضی دلخوری ها، بعضی نگرانی ها و حتی بعضی آدم ها، ارزش این همه درگیر شدن را ندارند. چیزی که در این کتاب دوست داشتم، سادگیِ حرف هایش بود. بدون پیچیده کردن زندگی، می گفت گاهی باید اجازه بدهیم بعضی چیزها همان طور که هستند بگذرند. نه از روی ضعف، بلکه برای حفظ آرامش خودمان. بعد از خواندنش، بیشتر به این فکر کردم که چقدر از انرژی ام را صرف چیزهایی می کنم که هیچ کنترلی روی آن ها ندارم. شاید «ولش کردن» همیشه فراموش کردن نباشد؛ گاهی یعنی دیگر اجازه ندهیم چیزی ذهن و قلبمان را خسته کند. برای من، این کتاب یادآور این جمله شد که آرامش، همیشه در به دست آوردن نیست؛ گاهی در رها کردن است.
کتاب در مورد نقش خود فرد در اتفاقات پیرامونش صحبت میکنه. اینکه شما توان کنترل شرایط بیرونی رو ندارید و فقط میتونید واکنش خودتون رو نسبت به مسائل و اتفاق ها کنترل کنید. در واقع رویکرد "ولش کن" در قبال اتفاقات خارج از کنترل گفته میشه و بعد نویسنده میگه "بگذاز من... " که به چیزی اشاره داره که میتونید تغییر بدید و کنترل کنید. در واقع به نظرم نسخه خودمانی تر و کمتر علمی و کوتاهتر از کتاب"تئوری انتخاب" نوشته ویلیام گلسر هست. به نظرم بهتره اون کتاب رو بخونید. خیلی جامعتر هست. در کل بد نبود. ممنون از کتابراه
سلام به دوستای کتابخون و جذابم راستش کتاب شبیه یه گفتگوی دوستانه و صمیمیه و یه توصیههای جالب و کاربردی. نمیدونم چرا فکر میکنم کتاب نوشتن کار سختیه و هربار کتابی رو شروع میکنم نصفه رها میکنم درحالی ک همین کتابهای سطحی و معمولی بیشتر ارتباط برقرار میکنه احساس کردم با یه دوست حرف میزنم ولی از کتابهایی که راهکار میدن خوشم میاد همه ما یه جورایی میدونیم مشکلمون چیه و همه درمان میخوایم میشه گفت تا حدودی درمان هم بود
کتاب خوبیه ولی نویسندگی ضعیفی داره و تعداد صفحات کتاب بسیار بالا و حرف ها تکراری و حوصله سر برن حداقل برای من.. ۱۰۰ صفحه اشو خوندم تا ته قصه تونستم برم، کتاب کمک کننده است ولی نه به اندازه کافی. به نظر من مشکلات در ابتدا باید ریشه یابی بشن و بعد بر اساس مشکلاتی که داریم خودمونو درمان کنیم و نمیشه یه نسخه واسه همه پیچید
باسلام کتابی بسیار عالی ودلنشین وآموزنده میباشد که با توضیحات بسیار ساده، نویسنده تجربیات خود را به شما منتقل میکند وبا ترجمه بسیار خوبی که شده است باعث میشود که شما با ول کردن خیلی از مسائل کوچک که بطور عادی هر روز در زندگی شما وجود دارند و موجب آزار و اذیت شما میشوند، خیلی ساده و منطقی عبور کنید و به آرامش برسید، با سپاس از شما وکتابراه
من قبلا به این نتیجه رسیده بودم و مشابه همین عبارت رو به کار میبردم. نشد که نشد، به من چه، به درک، من چرا خودمو ناراحت کنم و یه کم اصلاحات بی ادبانه تر... مثل اب رو اتیشه. در ان واحد اروم میشی و دیگه هیچوقت ناراحت و عصبانی نمیشی با خوندن این کتاب فهمیدم میلیونها نفر هم از همین روش من استفاده میکنن. واقعا توصیه میکنم
نویسنده این کتاب درمانگر نیست بلکه تجربیات و درمانهای شخصی خودش رو آورده و با تکنیکها و مثالهای ساده و کاربردی خیلی بهتر تونسته بعضی جنبههای روانشناختی رو که از اساتید و دکترها هم پرسیده بنویسه؛ به اصطلاح میگن کوچ؛ این کتاب ارزش خواندن یکباره رو داره و صمیمیت نوشتاریش و مثالها تا مدتها یادتون میمونه همچنین تکنیکِ ولش کن…
ببینید بد نبود ولی خیلی اونجوریکه. بگم علمی هم هست نه خیلی کلی و حالت تجربه های خودش رو به اشتراک گذاشته. درباره محتوا اش هم دقیقا همان عنوان کتابه اگر کل کتاب را بخوایم خلاصه کنیم فقط امده و اشاره کرده به مسیله رهایی و کنترل نکردن منابع خارج از اختیارات ما. خوندنش خالی از لطف نیست.
ایده اصلی کتاب جالب به نظر میرسه و موضوعش چیزی هست که خیلی از آدم ها در زندگی روزمره باهاش درگیرن ولی بعضی از این مفاهیم رو ممکنه قبلا هم شنیده باشیم با این حال اگر نویسنده بتونه با مثال های خوب و نگاه متفاوت توضیحش بده میتونه کتاب مفیدی باشه
بیشتر شبیه تبادل اطلاعات بود نه دیدگاه حرفه ای و درمانی اینکه با نادیده گرفتن واقعیت بخوایم صورت مسأله رو پاک کنیم اوضاع بدتر میشه بهتر نه، و سبک نوشتاری متفاوتی داشت گپ دوستانه این میشه روانشناسی زرد
یکی از بهترین و کاربردیترین کتابی هست که هر کتابخون باید حتمای بار بخونه، عمیقا به بعضی از نکتهها ساعتها فکر کردم بعضی وقتها هم هر موقع بهی مشکلی میخورم اولش با خودم میگم: ولش کن بذار من....
خیلی قشنگ بود طوری نوشته شده که حین مطالعه هم دغدغه های پوچ رو کنار میزاری و از اهمال کاری به عمل روی میاری برا کسانی که کمالگرا هستن پیشنهاد میکنم وقت بزارن بخونن
کتاب درواقع کپی برداری ازاثر دل آسودگی این نویسنده است و استفاده از ترفند اجازه بده حتی با همون داستانها و همون جملات اگه کسی کتاب دل اسودگی رو بخونه نیازه به این نیست
از اون کتاب هاست که هر کسی باید تو ۱۸ سالگی بخونه و در این صورت ۸۰٪ مشکلاتی که تو دهههای بعدی زندگی همه باهاش کم و زیاد روبرو میشن رو با دید بهتر و ارامش بیشتر مدیریت میکنند.