نقد، بررسی و نظرات کتاب نام من این نیست - مگان لالی
4.2
17 رای
Nour
۱۴۰۵/۰۱/۱۳
00
کتاب های جنایی زیادی خوندم و میتونم بگم این جزو بهترین ها بود، در خوندنش شک نکنید! در وهله ی اول با نگارش و جمله بندی خیلی کنار نیومدم، متفاوت بودم و حس رمان های بچگانه رو می داد ولی با این وجود ادامه دادم. توی فصل های مرتبط با مری استرس رو واقعا میشد تجربه کرد، از همون ثانیه اول که وین دنبالش اومد توی ایستگاه پلیس مشخص بود یه جای کار میلنگه و استرس داشتم، از طرفی فصل های درو که با عذاب وجدان، دلتنگی و عشق دنبال دوست دخترش می گشت و همه به چشم مضنون نگاهش میکردن، خیلی زیبا و احساسی نوشته شده بود. از اضافه گویی دوری شده بود به راحتی میتونستی احساساتی که درو داره تجربه میکنه رو حس کنی (نمیدونم چرا موضوع ساده ای مثل رابطه ی واقعی درو و لولا سانسور شده بود، واقعا مسخره بود این بخش ترجمه، چون احساسات یه دوست پسر نسبت به دوست عادی خیلی متفاوته و توی ذهن یه جور دیگه نقش میبنده همه چیز کاملا. با این وجود بین جملات مشخص میشد که لولا در حقیقت پارتنر درو عه نه دوستش) یکی از خوبی های کتاب روندی که داشت بود، هیچ بخش کتاب خسته کننده نبود و سرعت فوق العاده ای داشت، طوری که بی وقفه به خوندن کتاب ادامه بدی. در پارت های مری میتونستی سردرگمی، ترس، هیجان و استرس رو حس کنی کاملا، طوری که من به شخصه آروم و قرار نداشتم و از شدت استرس مدام جابه جا می شدم تو فصل های آخر. واقعا همه چیز داشت خوب پیش می رفت، استرس داشتم تا زودتر همه چی مشخص شه ولییییی (از اینجا به بعد شامل اسپویل) لحظه ای که درو به زیرزمین رسید و اسم آخر لیست رو خوند، قلب منم باهاش شکست، کتاب پایان معقول ولی به شدت دردناکی داشت و حتی تو صفحه های آخر هم کاملا درد کشیدن درو ملموس بود و باهاش درد می کشید خواننده. مرسی از نویسنده برای این کتاب فوق العاده!
یه تریلر نفس گیر. داستانی پرهیجان و معمایی که از اولین خط و جملهها قلبتون به تپش میندازه و از ترس مو بر تنتون سیخ میشه. یه دختر هفده ساله با موهای کوتاه قهوهای و چشمان سبز و ژاکت گلدار که با اولین خط داستان در یک گودال وسط جنگل که روش رو با چوب و برگ پوشوندن به هوش میادد و بینیش صربه خورده و خون اومده تمام بدنش کوفته است و از همه مهم تر حافظهاش رو از دست داده و یادش نمیاد کی هست و چرا اینجاست و چه اتفاقی افتاده؟ فصلهای کوتاه پرهیجان وترس که به خوبی نوشته شده شما رو مشتاقانه دنبال ماجرا میکشونه. مری همین دختر گمشده در جنگل که از قضا یه مردی پیدا شده و ادعا میکنه پدرش و اونو با خودش به کلبهای دور افتاده در جنگل میبره و.... فصلهای مربوط به مری بی نهایت هیجانی و دلهره اور هستش. اگر خیلی وقت یه کتاب جنایی ترسناک نخوندید این بهترین پیشنهاد
نمی گم عالی ولی رمان خوبی بود. داستان کتاب پرکشش بود و از غافلگیری انتهای کتاب خیلی لذت بردم. ترجمه ی کتاب رو اصلا دوست نداشتم. جمله بندی های ساده و پیش پا افتاده منو یاد رمان های نوجوانان و تین ایجر ها مینداخت و سطح کتاب رو یکم پایین آورده بود. ولی در مجموع رمان قشنگی بود و اگر علاقه مند به ژانر جنایی هستید، پیشنهاد می کنم این کتاب رو از دست ندین.
به نظر من کتاب خیلی عالی بود چند فصل آخرش تقریبا میره تو ژانر ترسناک حس ماجراجویی خیلی خوبی به آدم میده اما خب یه جاهایی خودم خیلی گریه کردم اما خب یه مشکلی که داشت این بود که توی یه قسمت هایی از داستان از حالت رمان نوجوان خارج می شد (مثلا وقتی دختره تو ۱۷ سالگی میخواست ازدواج کنه) اما کلا کتاب خیلی خوبی بود من که لذت بردم
شبیه به این داستان رو از نوبسندههای دیگه خونده بودم ولی این داستان هم جاذبه و کشش کافی برای نگه داشتن خواننده رو داشت اوایلش کمی کند پیش میرفت ولی از اواسط داستان ریتم بهتری پیدا کرد شخصیت درو برام جالب و قابل احترام بود و هوش و ذکاوت مدیسون و همراهی دوستان درو پایان داستان هم خوب و مناسب بود
